eitaa logo
خانواده ایرانی
390 دنبال‌کننده
8هزار عکس
2هزار ویدیو
501 فایل
ادعانمیڪنیم‌ڪہ‌بھٺرینیم،اماخوشحالیم‌ڪہ‌بھٺرین‌هامارابرگزیدھ‌اند!✨ پل‌اࢪٺباطےماوشما↯ @mmadars11 آیدی تبادلات👇👇 @fpshm63
مشاهده در ایتا
دانلود
با نقاشےهای ما همراه باشید در کانال خانواده ایرانے😌💕🌱 @khanevadeherani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆👆 زن ذلیل جاش تو بهشته️🌹 @khanevadeherani 👸🏻 👇👇 تو جمع از طرف شوهرت قولی به کسی نده یا مسئولیتی رو ازطرفش قبول نکن⛔️ مثلاً یهو نگو آره علی آقا میرسونت یاعلی آقا انجامش میده ⭕️شاید همسرتون برنامه دیگه ای داره...
اولین سلام صبحگاهی، تقدیم به ساحت قدسے قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان(عج) … السَّلامُ علیکَ یا بقیَّةَ اللهِ یا اباصالحَ المهدی یا خلیفةَالرَّحمن و یا شریکَ القران ایُّها الاِمامَ الاِنسُ و الجّانّ سیِّدی و مَولای ْ الاَمان الاَمان 🌺أللَّهُمَ عَجلْ لِوَلِیکْ ألْفَرَج بحق زینب کبری(س)🌺 @khanevadeherani
خانواده ایرانی
@khanevadeherani
سلام بچه های خوب و عزیزم ، حتما نام امام رضا را از پدر و مادر خود شنیده اید و شاید هم به مشهد سفر کرده و حرم ایشان را زیارت کرده اید. امام رضا (ع) امام هشتم ما مسلمانان است که بسیار مهربان بودند ، به همین خاطر به ایشان امام رئوف یعنی مهربان می گفتند. امام رضا (ع) به قدری مهربان بودند که ضمانت آهویی را نمودند و به ایشان ضامن آهو نیز می گویند ، آیا داستان ضامن آهو را شنیده اید داستان کودکانه ضامن آهو یکی بود ، یکی نبود ، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. در در یک دشت سرسبز مامان آهوی مهربانی ، با دو تا بچّه آهوی کوچکش زندگی می کردند. مامان آهو همیشه برای پیدا کردن غذا به دشت می رفت و به بچه های خود می گفت که در لانه خود بمانند و بیرون نروند تا او بازگردد. بچه ها هم همیشه حرف مامان آهوی مهربان خود را گوش می دادند و تا برگشت مامان آهو در لانه می ماندند. روزی از روزها مامان آهوی مهربان برای پیدا کردن غذا به دشت سرسبز رفت اما زمانی که می خواست غذا جمع کند ، پایش در دام شکارچی گیر کرد و در دام افتاد. مامان آهو که خیلی ترسیده و نگران دو بچه آهوی خود بود ، در دل خود از خدا کمک خواست و گفت خدایا بعد از من چه بلایی بر سر بچّه های کوچکم می آید. شکارچی مامان آهو را اسیر کرده و می خواست با خود ببرد اما با دیدن مردی که از آنجا عبور می کرد ، آهو را زمین گذاشت. در همین هنگام مامان آهو به سمت آقای مهربان رفت و پشت سر او پنهان شد. آقای مهربان رو به شکارچی کرد و گفت : این آهو را به من بفروش و مقدار زیادی پول بگیر. شکارچی گفت : این آهو برای من هست و آن را نمی فروشم. مامان آهو که دید شکارچی حاضر به فروش او نیست ، رو به آقای مهربان کرد و گفت : من دو تا بچه دارم. مرد مهربان که زبان حیوانات را می دانست شروع به صحبت با آهو کرد و وقتی آهو دید که مرد مهربان زبان او را می فهمد ، ادامه داد : ای آقای خوب ، من دو تا بچه کوچک دارم ، از شما خواهش می کنم ضامن من شوید تا به نزد کودکانم بروم و به آنها غذا بدهم و سریع برگردم. مرد مهربان قبول کرد و به شکارچی گفت : من ضامن این آهو می شوم و از تو خواهش می کنم اجازه دهی تا این آهو برود و به بچّه های کوچکش غذا دهد و برگردد. شکارچی که تعجّب کرده بود ، گفت : مگر می شود یک آهو برود و دوباره برگردد؟! اما من شما را به عنوان ضامن می پذیرم تا زمانی که آهو برگردد. مامان آهو با سرعت به لانه اش برگشت و به بچّه هایش غذا داد وبه آنها سفارش کرد مواظب خود باشند و به خاطر قولی که به آقای مهربان داده بود ، سریع برگشت. وقتی شکارچی دید آهو به قولش عمل کرده و برگشته است ، خیلی تعجّب کرد و گفت : آقا من این آهو را آزاد می کنم. اما فقط شما بگویید شما چه کسی هستید؟ آقای مهربان خودش را معرّفی کرد و گفت : من امام رضا (علیه السّلام) هستم. شکارچی با شنیدن اسم امام رضا خیلی متاثر شد و اشک ریخت و سریع به طرف شهر حرکت کرد تا خبر آمدن امام را به مردم بدهد. @khanevadeherani مامان آهو هم وقتی نام امام رضا را شنید ، خود را به پای امام رضا انداخت و از او بسیار تشکر کرد. امام رضا مامان آهو را نوازش کرد و فرمود : پیش بچّه های کوچکت برو و مواظب خودتان باشید. من هم دعا می کنم ، که هیچ وقت در دام هیچ شکارچی دیگری نیافتید. آهو که از دیدن امام خوبی ها بسیار خوشحال شده بود ، به نزد بچه هایش برگشت و داستان ضامن شدن امام را برای آنها تعریف کرد. بله بچه های خوبم ، امام رضا (ع) مانند همه امامان ما بسیار مهربان بودند و وقتی می خواستند غذا بخورند؛ به پرنده ها و حیوانات هم غذا می دادند. بچه های عزیزم شما نیز مانند امام رضا (ع) با حیوانات مهربان باشید
امام رضا (ع) می‌فرماید: إِنَّ اللّه َ یُؤَخِّرُ إِجابَهَ الْمُؤْمِنِ شَوْقا إلى دُعائِهِ وَیَقُولُ: صَوتٌ اُحِبُّ أَنْأَسْمَعَهُ، وَیُعَجِّلُ إجابَهَ دُعاءِ الْمُنافِقِ وَیَقُولُ: صَوْتٌ أَکْرَهُ سَماعَهُ خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر مى اندازد ومى گوید: «صدایى است که دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى کند و مى گوید: صدایى است که از شنیدنش بدم مى آید!.
با نقاشےهای ما همراه باشید در کانال خانواده ایرانے😌💕🌱 @khanevadeherani
✳️دلیل منطقی بیاورید اگر در زمینه ای با او مخالف هستید و فعلا دوست ندارید کاری را انجام بدهد، دلایل منطقی برایش بیاورید. به او نگویید مخالفت شما دلیل خاصی ندارد و شما دوست ندارید این کار را انجام بدهد. این جملات می توانند لجبازی او را تقویت کند. برای این کار می توانید بگویید: "من برای مخالفت با این کار چند دلیل دارم که اگر دوست داشته باشی درباره شان صحبت کنیم" و یا "بنا به این دلیل، من با این کار مخالفم "سعی کنید علت اصلی را مشخص و با او منطقی و روشن صحبت کنید. @khanevadeherani
بازی کردن با همسالان به کودکان باید بازی کردن با همسالانش رو یاد داد. کودکی که تا سه سالگی با بزرگسالان بازی کرده و بزرگسالان در خدمتش بودند معمولا اگر اموزش درست ندیده باشه دچار خشم از بچه ها میشه و ممکنه برخورد فیزیکی با اونها داشته باشه. در ابتدا کودکتون را تنها با یک کودک هم سن خودش اشنا کنید و اجازه بدید زیر نظر شما بازی کنه. بعد او رو به مهد کودک بفرستید. @khanevadeherani
@khanevadeherani جاده زندگی نباید صاف و مستقیم باشد...