یلحظه با خودم فکر کردم الان دغدغه یه جوان امریکایی باسن سفید اینه که درحالی که تو ارامش داره سوار ماشینی که با حقوق چندماه کار خریده و دستمزد هزارتایی که تازه گرفته میره به سمت خونه دنج و خوشگلش که تازه عوض کرده چون از محیط محله قبلیش خوشش نمیومده و تهه فکرش داره به یه بسته چرت ارسالی از آمازون در خونش فکر میکنه کل فکر و ذکرش اینه که چجوری به ننه بابای عقب مونده زمین تخت گراش بگه والدین من گیم
میدونید حالم خیلی خوب
همزمان فکر میکنه وای من بدبخت ترینم صابکارم دیروز بهم گفت بالای چشت ابرو هرچند ازش شکایت کردم و کلی پول خوردم
تهه ترومای شخص مذکور: کلاس سوم یه دختره بهم گفت تو دماغت زشته
میدونید چقدر تو روحیش تاثیر میزاره
که کل عمرش فکر کنه صورتش برای جامعه کافی نیست و باید عملش کنه😓😓
ولی اشکال نداره اخر هفته یه بلیط هواپیما برا لاسوگاس گرفته که بره یکم ذهنشو طبق حرفای تراپیستش اروم کنه
برای بار nام خونواده های سختگیر و تعصبی فقط دروغگوهای حرفهای و البته انسان گریز که نه، انسان ستیز تحویل جامعه میدن
چرا چون خبر بد اینکه این نسل نسلی نیست که زیر بار زور بره و قطع به یقین حرف خودشو به کرسی میشونه نهایتا به هر قیمتی
همون پاره تنتون که مدعی خیرخواه بودنشید میره پشت سرشو هم نگاه نمیکنه و اونجاست که برمیگردید میگید شااید باید تجدید نظر میکردیم توی به اصطلاح روشه تربیتمون