هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
در کوچه،خیابان چه کنم بعداز تو
با تلخی فنجان چه کنم بعدازتو
از خشخش پاییز گذر کردم و حال
با آه زمستان چه کنم بعد از تو
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
پرشور شده حال و هوای قلم این بار
لبخند بزن آمده ماه دل و دلدار
ریحانه و یاس و گل نرگس که رسیدند
لبخند به روی لب هر طایفه دیدند
نزدیک شده کعبه در آغوش بگیرد
فرزند عزیزی که شود حیدر و سرمد
مفروش شداز بال ملائک همه ی راه
محکم بنویسید خوش آمد اسدالله
آمد که جهان در دل خود عشق بکارد
مهر علوی برهمه ی شهر ببارد
آمد که قلمها بنویسند "علی" عشق
در کالبد ما بنویسند "علی" عشق
آمد که برازنده شود نام ولایت
تا کور شود دشمن بدخواه امامت
بر روی نگین دلمان نقش علی هست
تا لحظه آخر به خدا حبّ ولی هست
#پریسامصلح
#ولادت_امیرالمؤمنین
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
دربند هوای نفس و بیهمنفسیم
درگیر هزار درد و بیدادرسیم
ماییم و محبت تو مولای نجف
ما را بپذیر گرچه خاریم، خسیم
#دِلارُز_مصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
اوج اوج اوج زیبایی که میدانی کجاست
گوشه دنج حرم،شش گوشه کرب و بلاست
#پریسامصلح
#دلتنگی
#کربلا
#یاحسین
@khatdl
ای نور، ای تجلی ایمان خوش آمدی
معنای واژه واژهٔ قرآن خوش آمدی
بخشندگی مقام بزرگان عالم است
ای از تبار و نسل کریمان خوش آمدی
#دِلارُز_مصلح
@khatdl
دارم هنوز با تو قدم میزنم ولی در خاطرات منقضی سالهای قبل
پر میکشم به اوج رسیدن کنار تو
در خوابها، به لطف همان بالهای قبل
دلتنگ مینویسم و دلگیر میدهم
هر نامه را به نامهرسان عجول شهر
باحوصله نشسته نگاهم به پشت در
در انتظار پاسخ ارسالهای قبل
لکنت گرفته دفتر کاهی بدون عشق
خودکارِ پیر، موی خودش را به مویه کند
من بودم و عزای ندیدن، نداشتن
مثل تمام تلخی احوالهای قبل
خورشید نیمسوز جهانم تباه شد
یخبسته دستهای پر از التماس من
هرجا که گر گرفته وجودم بدون شک
از آتشی است کهنه ز جنجالهای قبل
دیروزم از ادامهٔ امروز بهتر است...
امروز در ادامهٔ دیروز رفتنی است...
فردا نیامده به ته خط رسیدهام...
پایان ناشیانهٔ سریالهای قبل
لعنت به "تو" به جملهٔ "من عاشقت شدم"
لعنت به عاشقانهترین شعرهای نو
ای کاش لال میشدم و جای سفسطه
تکرار میشدم: زنِ آن سالهای قبل
#دِلارُز_مصلح
@khatdl
هدایت شده از شعر کوتاه | علیرضا مهران
963.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رباعی:
پرسید: هنوز هم قبولش داری؟
آنقـدر که جــان برای او بسپاری؟
جمهوری اسلامیِ ما را میگفت
گفتم: آری آری آری آری...
#علیرضا_مهران
@alirezamehran_3
قلب گلدان را شکستی دانه غم کاشتی
آرزوی دیدنت را از دلم برداشتی
پیله تنهاییام را باز پیچیدم به خود
فرصت پروانگی را داشتم نگذاشتی
روز با لبخند، لب را آشنا کردم ولی
شب تو بودی پرچم اشک مرا افراشتی
باز درگیری میان عقل و دل بالا گرفت
علت هر جنگ را بیهوده میپنداشتی
کاش میگفتی برای روزهای سرد عشق
هیزم سوزاندن غم را کجا انباشتی
خواب دیدم آمدی از راه ، پرسیدم چرا
آرزوی دیدنت را از دلم برداشتی؟
#دِلارُز_مصلح
@khatdl