eitaa logo
خــط‍‌‌ِدوسـٺ♡
818 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
256 ویدیو
16 فایل
♥️✨~ کسی که حُسن و خطِ دوست در نظر دارد محقق است که او حاصلِ نظر دارد =) •حافظ• من اینجام @Mbayatmokhtari
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸 🌸🍃 🌸 از وقتی بانو فیش را در دست گذاشته بود ناگهان یاد مادرت افتاده بودی که همیشه می‌گفت ۱۰ سال پیش پدر حسرت رفتن به آن سفر را به گور برد. نمی دانی چرا آن روز که از میان خواب پدرت چشم باز کردی بالاخره به سر زد خودت فیش بانو را بالا بکشی. همین که از حق التدریس کلاس کنکور و پروژه قبلی به اندازه سفر برایت پول مانده بود، یک علامت بود. پدرت هم که تا صبح حرف زده و نگذاشته بود توی خواب بخوابی نمی‌دانی چرا آن وقتی که اطلاعیه ثبت نام عمره دانشجویی را روی برد دانشگاه دیدی اصلاً این فکر به ذهنت نرسید ، و حتی وقتی ارمغان با مسخرگی گفت: فکرشو بکن تو بری و همه ی اهل اقلید از دم دریاچه کافتر تا باغ گِل خارستون صف بکشن برای دیدن حاجیه ماهی خاتون دریای آزاد! ماهی خاتون باید در بین جلسات متعدد پروژه پاساژ پارسیان و رفت و آمد به شرکت پیمان و بازدید از پروژه قبلی می‌افتاد وسط دریای جلسات جور واجوری که آژانس برای مسافران ردیف کرده بود و فرصت رفتنش را نداشت؛ می‌افتد وسط درمانگاه و پی واکسن مننژیت و برای واکسن آنفولانزای اصل فرانسوی از این اتاق به آن اتاق می‌رفت. می افتادی وسط خیابان‌ها پی خرید کفش لباس سفید و کتاب. آنقدر ها هم کم هوش و حواس نبودی اما در این میان آن همه فکر و خیال رفت و آمد به دانشگاه و شرکت، خواندن کتاب‌هایی که در جلسات آژانس داده بودند و هیچ از آنها سر در نمی آوردی کمی سخت بود. آخرش کارت به جایی رسید که صدای روحانی کاروان را با گوشی همراه ضبط کردی و وسط جلسات آژانس ،انگار کُردی نشسته ای وسط شرکت "پیمان آرشیتکت" و حرف‌هایی را با مهندس ها رد و بدل کرده بودید، حلاجی کردی. خودت آنجا بودی چشمت حاجی عزتی را می‌دید اما فکرت پیش مقاله نیمه تمامت بود، سرت در لپ تاپ بود و گوشت به زنگ تلفن همراه، جلسه تمام شده بود که پیمان تلفن کرد؛ تا با خودت حساب و کتاب کنی از کدام طرف و با چه وسیله زودتر شرکت می‌رسی هوا تاریک شده بود. پروژه راکه می گرفتی یک ماشین قسطی هم می خریدی و خیال خودت را راحت می کردی که دیگر مجبور نیستی هر شب تا بهشت پیاده بروی، البته تا وقتی که بانو از بهشت بیرونت نکرده بود و یا خودت خوشی زیر دلت نزده بود به دنبال بهشت دیگری راه نیفتاده بودی در بنگاه معاملات ملکی. Khatedost کپی نهههههه 👊 🌸 🌸🍃 🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸🍃