شهید معظم طه منبری در روستای نیر کامیاران پا به عرصه وجود گذاشت پدرش و مادرش کشاورزان زحمت کشی بودند که در روستای نیر کامیاران سکونت داشتند. با رسیدن به سن مدرسه ثبت نام شد. وی توانست تا حد خواندن و نوشتن درس بخواند پس از آن به دلیل نبود امکانات ترک تحصیل نمود و در کنار پدرش به کار پرداخت. با حضور نامبارک ضدانقلاب در کردستان، به شهر سنندج مهاجرت نمود و برای مقابله با ضدانقلاب و دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوست و درعملیات های متعدد پاکسازی منطقه از لوث وجود ضدانقلاب شرکت نمود. سرانجام اواخر تابستان سال ۱۳۶۵ در نبرد با ضدانقلاب به شهادت رسید و روح پاکش به آسمان پرکشید
پدرش نقل میکنه:
ما در روستا بودیم و طاها به شهر آمده و وارد بسیج شده بود. شاید ماهی یک بار او را به زور می دیدیم. سه برادر زاده دیگرم نیز به طاها پیوسته بودند. خیلی نگران طاها بودم. هر روز و هر ساعت درگیری بود. مجبور شدم برای مراقبت نزدیک، خودم هم بسیجی شوم تا در کنار طاها باشم. خیلی نترس بود و همرزمانش این را به من می گفتند که بیشتر مراقب طاها باشم.
پس از مدتی یکی از همرزمانش به نام شهید محمد بیستونی به طاها می گوید: دمکرات ها در فلان منطقه هستند و می خواهیم برای نبرد با آن ها برویم. طاها هم همراهش می رود. منطقۀ روستای وصی بوده و هر دو از تپه بالا می روند و اثری از ضد انقلاب نمی بینند. به طرف پشت تپه سرازیر می شوند.
ضدانقلاب آن ها را به رگبار می بندد. دوستش همانجا شهید می شود و طاها که مجروح شده و می خواهد پشت سنگی سنگر بگیرد مورد اصابت چند گلولۀ دیگر قرار می گیرد و به شهادت می رسد.
شادی روحش الفاتحه مع صلوات التماس دعا فرج آقا امام زمان عجل الله و شفای بیماران ان شاالله زیارت عتبات عالیات و آخر عاقبت به خیری
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_معظم_طه_منبری
کانال خاطرات فراموش شده در پیام رسان ایتا
https://eitaa.com/khaterat_razmandegan
کانال خاطرات فراموش شده در پیام رسان بله
https://ble.ir/khaterat_razmandegan