eitaa logo
خوبان
648 دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
9.1هزار ویدیو
21 فایل
ارتباط با ادمین:https://eitaa.com/Khoban7
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🕊•⸤ ⸣ 💫🌹مراقبت‌از‌کلام . . .🌿! 🥀🤍سال اول جنگ بود . نشسته بودیم داخل سنگر . چند نفر از برادران ارتشی از کنار ما رد شدند . ابراهیم به یکی از آنها خیره شد و با خنده به ما گفت : سیبیل این گروهبان رو نگاه کن! لباش اصلا پیدا نیست . چطوری آب میخوره ؟ 💫🟢یک دفعه مثل اینکه برق ابراهیم رو گرفته باشه از جا پرید و گفت : این چه حرفی بود که من زدم؟ چرا در کلامم دقت نکردم ؟ 🥀🤍بعد دوید به سمت گروهبان و گفت : برادر وایسا گروهبان گفت : چیزی شده ابراهیم سلام و احوالپرسی کرد و گفت :منظوری نداشتم اما ناخودآگاه سیبیل شمارو که دیدم به رفقا گفتم این بنده خدا چطوری آب میخوره؟ 🔺حلال کن خیلی شرمنده ام . 💫🟢راستی اگر بخاطر سیبیل هات اذیت میشی ما قیچی داریم میخوای کمکت کنم ؟ گروهبان خندید و تشکر کرد و گفت: باشه بهت زحمت میدم . 🥀🤍يا أَيُهَا الذِينَ آمَنُوا لَا يَسخَر قَومٌ مِن قَومٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيرً مِنهُم . . . 💫🟢ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (هرگز) گروهی از شما گروه دیگری را مسخره نکنند ، شاید آن‌ها از اینها بهتر باشند . [حجرات،۱۱]
🌷🕊•⸤ ⸣ 💫🌹مراقبت‌از‌کلام . . .🌿! 🥀🤍سال اول جنگ بود . نشسته بودیم داخل سنگر . چند نفر از برادران ارتشی از کنار ما رد شدند . ابراهیم به یکی از آنها خیره شد و با خنده به ما گفت : سیبیل این گروهبان رو نگاه کن! لباش اصلا پیدا نیست . چطوری آب میخوره ؟ 💫🟢یک دفعه مثل اینکه برق ابراهیم رو گرفته باشه از جا پرید و گفت : این چه حرفی بود که من زدم؟ چرا در کلامم دقت نکردم ؟ 🥀🤍بعد دوید به سمت گروهبان و گفت : برادر وایسا گروهبان گفت : چیزی شده ابراهیم سلام و احوالپرسی کرد و گفت :منظوری نداشتم اما ناخودآگاه سیبیل شمارو که دیدم به رفقا گفتم این بنده خدا چطوری آب میخوره؟ 🔺حلال کن خیلی شرمنده ام . 💫🟢راستی اگر بخاطر سیبیل هات اذیت میشی ما قیچی داریم میخوای کمکت کنم ؟ گروهبان خندید و تشکر کرد و گفت: باشه بهت زحمت میدم . 🥀🤍يا أَيُهَا الذِينَ آمَنُوا لَا يَسخَر قَومٌ مِن قَومٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيرً مِنهُم . . . 💫🟢ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (هرگز) گروهی از شما گروه دیگری را مسخره نکنند ، شاید آن‌ها از اینها بهتر باشند . [حجرات،۱۱]
🌷🕊•⸤ ⸣ 💫🌹مراقبت‌از‌کلام . . .🌿! 🥀🤍سال اول جنگ بود . نشسته بودیم داخل سنگر . چند نفر از برادران ارتشی از کنار ما رد شدند . ابراهیم به یکی از آنها خیره شد و با خنده به ما گفت : سیبیل این گروهبان رو نگاه کن! لباش اصلا پیدا نیست . چطوری آب میخوره ؟ 💫🟢یک دفعه مثل اینکه برق ابراهیم رو گرفته باشه از جا پرید و گفت : این چه حرفی بود که من زدم؟ چرا در کلامم دقت نکردم ؟ 🥀🤍بعد دوید به سمت گروهبان و گفت : برادر وایسا گروهبان گفت : چیزی شده ابراهیم سلام و احوالپرسی کرد و گفت :منظوری نداشتم اما ناخودآگاه سیبیل شمارو که دیدم به رفقا گفتم این بنده خدا چطوری آب میخوره؟ 🔺حلال کن خیلی شرمنده ام . 💫🟢راستی اگر بخاطر سیبیل هات اذیت میشی ما قیچی داریم میخوای کمکت کنم ؟ گروهبان خندید و تشکر کرد و گفت: باشه بهت زحمت میدم . 🥀🤍يا أَيُهَا الذِينَ آمَنُوا لَا يَسخَر قَومٌ مِن قَومٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيرً مِنهُم . . . 💫🟢ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (هرگز) گروهی از شما گروه دیگری را مسخره نکنند ، شاید آن‌ها از اینها بهتر باشند . [حجرات،۱۱]