eitaa logo
خوبان
648 دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
9.1هزار ویدیو
21 فایل
ارتباط با ادمین:https://eitaa.com/Khoban7
مشاهده در ایتا
دانلود
12.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷🍃خاطرات آزاده سرافراز آقای حسین خورشیدی 🟢🍃آزادگان سرافراز در محرم سال‌های اسارت تحت هر شرایطی حتی زیر شکنجه دشمن بعثی نیز زینب وار یاد سید الشهدا(علیه السلام) را زنده نگه می‌داشتند. ⚪️🍃زبان ما عاجز از بیان مقام بلند پایه اسرایی است که سالها دراسارت جانی ترین دژخیم زمان روزگار سپری کردند. عزیزانی که برای اعتلای کلمه حق دلیرانه جنگیدند تا نام اسلام را زنده 🔺و ایران را سرافراز نگه دارند. https://eitaa.com/khoban72
📌....! 🌹🍃 خاطره ای از زبان سيد اسرا، مرحوم سیدعلی اکبر ابوترابی 🟢🍃در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌ گفتیم، اما به گونه ‌ای که دشمن نفهمد. روزی جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: چیه؟ اذان می‌ گویی؟ بیا جلو! یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: چیه؟ 🔺من اذان گفتم نه او. ⚪️🍃آن بعثی گفت: او اذان گفت. برادرمان اصرار کرد که؛ نه، اشتباه می‌ کنی. من اذان گفتم. مأمور بعثی گفت: خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو. برادر ایثارگرمان هم دستش را گذاشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد. وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت: بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی. 🔺الان دیگر پای من گیر است. ⚫️🍃به هر حال، ایشان را به زندان انداختند و شانزده روز به او آب ندادند. زندان در اردوگاه موصل (موصل شماره ١ و ٢) زیر زمین بود. آنقدر گرم بود که گویا آتش می‌ بارید. آن مأمور بعثی، گاهی وقت ‌ها آب می‌ پاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود. روزی، یک دانه سمون (نان عراق) می‌ دادند که بیشتر آن خمیر بود. ایشان می‌ گفت: می‌ دیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه می‌ شوم. نان را فقط مزه مزه می‌ کردم که شیره ‌اش را بمکم. آن مأمور هم هر از چند ساعتی می‌ آمد و برای اینکه بیشتر اذیت کند، آب می‌ آورد، 🔻🔻🔻
🔺ولی می‌ ریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار می‌ كرد. 🌸🍃می‌ گفت: روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک می‌ شوم، گفتم: یا فاطمه زهرا! امروز افتخار می‌ کنم که مثل فرزندت آقا حسین بن علی اینجا تشنه ‌کام به شهادت برسم. سرم را گذاشتم زمین و گفتم: یا زهرا! افتخار می‌ کنم؛ این شهادت همراه با تشنه ‌کامی را، شما از من بپذیر و به لطف و کرمت،‌ این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن. دیگر با خودم عهد کردم که اگر هم آب آوردند سرم را بلند نکنم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم. تا شروع کردم شهادتین را بر زبان جاری کنم، 🔺دیدم که زبانم در دهانم تکان نمی‌ خورد و دهانم خشک شده است. 🟢🍃در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره، همان نگهبانی که این مکافات را سر ما آورده بود و همیشه آب می‌ آورد و می‌ ریخت روی زمین. از پشت پنجره مرا صدا می‌ زد که بیا آب آورده ‌ام. اعتنایی نکردم. دیدم لحن صدایش فرق می‌ کند و دارد گریه می‌ کند و می‌ گوید: بیا آب آورده‌ ام. مرا قسم می‌ داد به حق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که آب را از دستش بگیرم. عراقی‌ ها هیچ‌ وقت به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) 🔺قسم نمی‌ خوردند. 🌸🍃....تا نام مبارک حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را برد، طاقت نیاوردم. سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می‌ گويد: بیا آب را ببر! این دفعه با دفعات قبل فرق مى كند. همین‌ طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم. لیوان دوم و سوم را هم آورد. یک مقدار حال آمدم. بلند شدم، او گفت: 🔺به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن! 🌷🍃....گفتم: تا نگویی جریان چی هست، حلالت نمی ‌کنم. گفت: دیشب، نیمه‌ شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت: چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول الله (ص) شرمنده کردی؟! الان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در عالم خواب زیارت کردم. ایشان فرمودند: به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده ‌ای را به دست بیاور 🔺اگر نه همه شما را نفرین خواهم کرد. https://eitaa.com/khoban72
25.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔳 بنما توکل بر خدا 📽 فیلم / تصاویری خاطره انگیز از جبهه های جنگ و حال و هوای رزمندگان اسلام 🔺در دوران دفاع مقدس -- 🎤🌷🍃 همراه با نوای مداح باصفای جبهه ها 🟢 با کاروان کربلا ، با راهیان نینوا ⚪️کن بی درنگ عزم سفر ، بنما توکل بر خدا ⚫️این کاروان عشق را ، شور حسینی بر سر است 🌷آماده ی رفتن شده ، در کار رزمی دیگر است 🌹مهدی امام منتظر ، بر این سپه سرلشگر است ⚪️بیرق به دوشان ، صف به صف 🟢کرده لوای حق بپا ، بنما توکل بر خدا... https://eitaa.com/khoban72
🌷شهید مجید محمودی رضوان الله علیه🌷 https://eitaa.com/khoban72
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔳 🎙 🌹🍃خاطره ای از فرمانده کربلای ۵ ⁉️ببخشید کربلا کدوم وره؟؟ 🌷🌷 https://eitaa.com/khoban72
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔳کتاب صوتی نمایشی ام 🌸 "خاطرات دوران اسارت معصومه آباد"🌸 https://eitaa.com/khoban72
Part05_نمایش من زنده ام.mp3
7.29M
📗کتاب صوتی نمایشی 🌸🍃خاطرات دوران اسارت معصومه آباد🍃🌸 قسمت 5️⃣ https://eitaa.com/khoban72
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷🍃سلام علیکم 🔳السلام علیک یااباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک 🟢🍃ان شاءالله امشب شب شنبه نماز لیلةالدفن برای مرحومه 🌸🍃حاجیه خانم زینب دولتی نوده(ره) 🌷🍃مادر گرامی شهید والامقام محسن غلامی نوده(ره) 🔺از قم و ⚪️🍃دیگراموات شب اولی(یک نماز به نیت همه به امید ثواب) بخوانیم. یاعلی مدد، التماس دعا، فاتحه و صلوات. https://eitaa.com/khoban72