خُمـوٓلْ¹³⁵
شب شهادت و هیئت آقای ستوده>>>>>> 💔
امشب چی به ما گذشت..
با اون جمله ی "چقدر نامردن اینجا.. عروسک داشتم و له کردن اینجا.."
با تک تکِ روضه های امام حسین ع و"نمیدم پیرهنتو مالِ منه.. 💔"
و امشب با درکِ کامل از این روضه ها تو این ایام، به اندازه کل این چهل و چند روز اشک ریختیم..:)
_بماند به یادگار از ۲۴ فروردین۴٠۵
در ایران همه چیز فرق دارد حتی قاعده ها..
ما با کشته شدن بیشتر می شویم؛
و با ترساندن شیرتر!:)
زِ غربتش چه بگویم که سینهها خون است؛
برای صادقِ زهرا مدینه محزون است..
دلم دوباره به یادِ رئیسِ مذهب سوخت..
که داغِ غربت لیلی حدیث مجنون است..:)