باغ خرمالو؛
شب اول محرم است امسال چنان داغی بر دلم است که فقط اباعبدالله میتواند آن را ببندد گریههایم را حضرت
وای
اینو:)
چقدر دلم نمیخواد گذشته رو مرور کنم ، و چقدر تار و پودم با گذشته گره خورده
به زور میتونم پلکهام رو ببندم
به چند ماه پیش فکر میکنم
به سختیها ، به گذشته
به آدمهایی که از دست دادم و ازشون متنفر شدم
به بزرگ شدنم توی همین چندماه
به از دست دادن هام..
کاش میشد خاطرات رو پاک کرد
از همه جای ذهن و زندگی . .