باغ خرمالو؛
امشب همون ماریای سابق شدم ، با مداحی غرق میشم توی افکارم
یاد اون روزهایی افتادم که ماهلین سه روزه بود
پنجره باز بود و از توی خیابون صدای مداحی میومد
من اشک ذوق و غمم باهم قاطی شده بود
من فهمیدم چه زمانی خوشحالم
شکمم سیر باشه ، لباسم خوشگل باشه ، موهام تمیز باشه و احساس خوشگلی کنم🧘🏻♀️
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از امروز عکس و فیلم زیادی ندارم ، اما امروز یکی از بهترین روزهای زندگیم بود
من ، تو و دخترم
این اولین بیرون رفتن ما بود ، وقتی که ماهلین بغلت بود من با چشمای اشکی نگاهتون میکردم
همیشه همینجوری بمونه
از اولین سهنفرهها💖
به وقت هشت شهریور/