اينجا همه هر لحظه مى پرسند:
"حالت چطور است؟!"
اما كسي يك بار
از من نپرسيد؛
"بالت..."؟؟!
#قيصرامين_پور
@kochebagh_sher
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست
#حافظ
@kochebagh_sher
تمام حجم قفس را شناختيم
بس است
بيا به تجربه در آسمان
پری بزنيم…
#قیصر_امین_پور
@kochebagh_sher
بُوَد آیا که خرامان ز دَرَم باز آیی؟
گِرِه از کارِ فروبسته یِ ما بگشایی؟
نظری کُن که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن که خیالی شدم از تنهایی...
#فخرالدین_عراقی
@kochebagh_sher
مدتی شد که در آزارم و میدانی تو
به کمند تو گرفتارم و میدانی تو
از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و میدانی تو
#وحشی_بافقی
@kochebagh_sher
اگر بیمن خوشی یارا
به صد دامم چه میبندی
وگر ما را همیخواهی
چرا تندی نمیخندی
#مولانا
@kochebagh_sher
قصد من از حیات، تماشای چشم توست
از چشم زخم بدنظران در امان بیا
این صید را به معجزهء عشق زنده کن
عیسای من به دیدن این نیمه جان بیا
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher
باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل
قلمی دست من افتاد به اصرار غزل
مبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعد
محور عشق من و چرخش پرگار غزل
#محمد_علی_بهمنی
@kochebagh_sher
از صلح میگویند یا از جنگ میخوانند؟!
دیوانهها آواز بیآهنگ میخوانند
گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ میخوانند
کنج قفس میمیرم و این خلق بازرگان
چون قصهها مرگ مرا نیرنگ میدانند
سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ میخوانند
این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبیرنگ میخوانند
#فاضل_نظري
@kochebagh_sher
مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یار در کمین خوردم
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند
#حافظ
@kochebagh_sher