- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
-
به جایی رسیدم که دیگه حتی گل هایِ فرح بخش پناه هم خوشحالم نمیکنه!
- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
منتظرت ماندم؛
مانند انتظارم برای برگشت فرد درون آینه.