eitaa logo
ڪوچہ‌ احساس
7.7هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
2.9هزار ویدیو
20 فایل
لینک کانال تبلیغات http://eitaa.com/joinchat/826408980C73a9f48ae6
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از RadioMighat | رادیو میقات
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی { روز آخر } ♦️ فصل دوم ( دولت حق ) قسمت یازدهم ( قسمت آخر) ♦️ خلاصه داستان: پس دید که آن دیو چنان قد کشید که سرش تا به ابرها رسید! و چنان نعره زد که کوه فرو ریخت!...پس فرزند انسان شمشیر کشید و در مقابلش قرار گرفت اما شمشیر را در میان پنجه هایش خُرد کرد...مسیح بر بلندی رفت و رو به آن دیو فریاد زد: بس است دجال که این شعبده امروز به کار تو نمی آید!!... ♦️ صداپیشگان: میثم شاهرخ ، شاهین حیدرپور ، علی حاجی پور ، محمدرضا جعفری، امین شاهمرادی ، عماد صادقی فر ، مهدی خدابخش ، مسعود عباسی ، امیر مهدی اقبال ، فرشید فضل علیزاده، مجید ساجدی ، فرزاد نوابی فر، هادی نعمتی ، امیرحسن مومنی نژاد ، احسان شادمانی ، کامران شریفی، محمدرضا گودرزی، و با حضور افتخاری ( علی زکریایی ) ♦️ نویسنده و کارگردان: علیرضا عبدی ♦️ پخش: هر هفته روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه از کانال رادیو میقات @radiomighat @radiomighat
صبح است و هوا هوای لطف است و صفا صبح است و نوا نوای مهر است و وفا صبح است و دلا هر آنچه میخواهی هست بر سفرۀ گستردۀ الطافِ خدا ... سلام‌دوستان صبحتون بخیر ❤️❤️ روزتون پراز یهوی های قشنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💞 ًُ💞 ─━━━━⊱💝⊰━━━━─
◇ لینک پارت اول رمان بسیار زیبای 💚🍃 https://eitaa.com/koocheyEhsas/3205 ☆لینک پارت اول رمان 👇👇👇👇 https://eitaa.com/koocheyEhsas/71 لینک پارت اول رمان 💍💍💍 https://eitaa.com/koocheyEhsas/8349م قسمت اول زهرا وعلی ویژه ماه مبارک https://eitaa.com/koocheyEhsas/16693 لینک قسمت اول رمان زیبای ❤️ جدید https://eitaa.com/koocheyEhsas/54363 لینک ۱۰۰ پارت اول خوشه ماه https://eitaa.com/koocheyEhsas/54521 ♡لینک پارت اول رمان پر خاطره ، هیجانے و عاشقانہ 💕 💕 https://eitaa.com/koocheyEhsas/11076 پارت‌هایی‌ازرویای‌وصال‌که‌به‌شکل‌عکس‌هست‌روتوی‌کانال‌میانبر‌بخونید @mianbore_koocheh لینک پارت اول رمان عاشقانه و تاریخی اختر❤️ https://eitaa.com/koocheyEhsas/45464 کپی از رمان ها به هر شکلی حرام است •┈┈••✾•♥️•✾••┈┈• @koocheyEhsas •┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
❣ 📖 السَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَالْجانِّ... *🌱سلام بر تو ای مولایی که بر جن و انس امامت می‌کنی. سلام بر تو و بر روزی که عالم هستی بر امامت تو گردن می‌نهد.* 📚 صحیفه رضویه، زیارت امام زمان عجّل تعالی فرجه ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
🌱🌻 🌻بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ 🌻 وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ *ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﺮﻧﮓ ﻣﻬﻤﻰ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ [ ﺑﺎ ﻛﻴﻔﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺘﻲ ] ﻧﻴﺮﻧﮓ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﺩﻳﻢ .* 📚 سوره النمل (آیه ٥٠) ⭕ *وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ* ﻭ [ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻋﻴﺴﻲ ﻭ ﺁﻳﻴﻨﺶ ] ﻧﻴﺮﻧﮓ ﺯﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺟﺰﺍﻱ ﻧﻴﺮﻧﮕﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺟﺰﺍ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻴﺮﻧﮓ ﺯﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٥٤) 📚 سوره آل عمران «آیه ۵۴» ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
صدای چرخوندن کلید توی خونه پیچید. باقدمای اروم ولی با عجله وارد اتاق تاریک شدم و از لای در بیرونو نگاه می کردم. در خونه بازشد. مسیح وارد شد. باهمان خنده های شیطانی ودلبرانش. _بیاتو عزیزم. بادیدن کسی که به داخل خونه راهنماییش کرد حالم بد شد. پگاه دوست صمیمیه خودم. اشکم دروامدو برای اینکه صدای هق هقم درنیاد دستمو جلوی دهانم گذاشتم... داشتم خفه میشدم مسیح داشت به پگاه ابراز علاقه میکردو من ازاینکه شوهرم جلو چشم قربون صدقه دوستم میرفت حالم داشت بد میشد. یه ریز اشک میریختم. مسیح سمت دراتاقی که من داخلش بودم چرخید و.... https://eitaa.com/joinchat/2170552385C0a48376672 دلشکسته💔 پشت در اتاق قایم شده زن دوم شوهرشو ببینه😢
ڪوچہ‌ احساس
صدای چرخوندن کلید توی خونه پیچید. باقدمای اروم ولی با عجله وارد اتاق تاریک شدم و از لای در بیرونو نگ
مرده زن دوم گرفته لو نمیده، زنش بهش شک کرده، الکی میگه با مامانم میرم مسافرت، توی خونه قایم میشه و منتطر مینونه ببینه زنی که دل همسرش رو برده کیه😔 و در کمال ناباوری میبینه دوست صمیمیشه😨
امشب ۵ پارت همزمان میزنن کانال😍😍👆👆👆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- بهار خانم، از اون لحظه که اون روسری رو سرت کردی، من دیگه تو رو همسر خودم می‌بینم.😍 واقعا نمی‌تونم جور دیگه‌ای برخورد کنم. می‌دونم تو چه‌قدر نجیب و خانمی، جسارت و بی‌حیایی من‌و به خانمی خودت ببخش. دلم به همین چیزا خوشه دیگه، بذار خوش بمونه. می‌شه؟!😅 با خودم کلنجار می‌روم، چه جوابی بدهم؟! چرا نمی‌توانم در برابر این‌همه احساس مقاومت کنم؟! چه‌طور دلم برای دلی که به قول خودش سالهاست در آتش خواستن من سوخته، نلرزد و سفت و سخت بماند؟! می‌گویم: - آقا امیر، من دارم تمام تلاشم‌و می‌کنم که درکتون کنم. شما هم سعیتون‌و بکنید که خوددار باشین. - چشم‌چشم. شما خون خودتو کثیف نکن. دیگه قول می‌دم تا محرمیتمون از این حرفا نزنم، خوبه؟😉 لبخند می‌زنم و می‌دانم این قولش قول نیست، ولی می‌گویم: - بله. ممنون. می خندد: - خب حالا که اخمات وا شد بیا و ....😁 https://eitaa.com/joinchat/453312565Cad8008b0ac 🙊 😂 😁♥️
ڪوچہ‌ احساس
- بهار خانم، از اون لحظه که اون روسری رو سرت کردی، من دیگه تو رو همسر خودم می‌بینم.😍 واقعا نمی‌تونم
😍😋🤩 بهار دختری مقید و مذهبی، با عشق زیاد با رفیق برادرش به اسم علی ازدواج می کنه ولی قبل از به دنیا اومدن پسرش، علی فوت می کنه، و حالا و علی قدم پیش گذاشته برای خواستگاری از بهاری که از همسر اولش دل نمی‌کنه ... نزدیک راضی شدن بهار، ناگهان سر و کله ی پسری پیدا می شه که ... https://eitaa.com/joinchat/453312565Cad8008b0ac عاشقانه‌ای‌مذهبی♥️ ویژه مخاطبان دلبرااانه پسند😍🍃 😉😍