@iransedaD1736761T14368678(Web)-mc.mp3
زمان:
حجم:
3.27M
👨⚕صبح شده بود اما پدر امیر کوچولو هنوز سر کار نرفته بود.
مادربزرگ امیر کوچولو مریض شده بود و پدر و مادر امیر باید به خانه ی مادربزرگ می رفتند.
امیر که در خانه مانده بود، دلش برای مادر و پدرش تنگ شده بود ...🥲
🔎موضوعات قصه:
#احترام
#پدر_مادر
#قاصدک
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/r68890
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
@iransedaD1736885T14031496(Web)-mc.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
😔بچه ها زباله ها را روی زمین ریخته بودند و پدر بزرگ از این قضیه خیلی ناراحت شده بود. بچه ها همینطور یادشان رفته بود که به بزرگتر از خود سلام کنند و پدر بزرگ به بچه ها گوشزد کرد که احترام به دیگران را فراموش نکنند.
🔎موضوعات قصه:
#احترام
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/u54409
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
@iransedaD1736761T14368678(Web)-mc.mp3
زمان:
حجم:
3.27M
👨⚕صبح شده بود اما پدر امیر کوچولو هنوز سر کار نرفته بود.
مادربزرگ امیر کوچولو مریض شده بود و پدر و مادر امیر باید به خانه ی مادربزرگ می رفتند.
😞امیر که در خانه مانده بود، دلش برای مادر و پدرش تنگ شده بود ...
🔎موضوعات قصه:
#احترام
#بزرگتر
#قاصدک
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/r68890
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda