#همراهی
امشب برای اولین بار در حضور خواهر برار چسبیدیم به مشقای عقب افتاده ی پسری.. 😁🙈
خیلی تلاش کردم مثل باقی اوقات
بقیه شون خواب باشن ولی نشد که بشه... 😅
همراهش به شعر خوندن زینب جان گوش میدادم و
محمدرضای فسقل یه هندزفری رو
به زور تو گوشم جا میکرد😆
رفتیم واسه حل
کاربرگ بعدی که ناگهان... 🥲
.
.