- کوفیه🏴 -
تیر گلوی طفل شش ماهه را شکافت و همانجا بر روی دستان پدر جان داد. "خدایا! آنچه این همه مصیبت را بر من
آنگاه امام حسین تنها به جنگ لشکر انبوه کوفه رفت. یک نفر بود، در مقابل سی هزار نفر ..💔
- کوفیه🏴 -
آنگاه امام حسین تنها به جنگ لشکر انبوه کوفه رفت. یک نفر بود، در مقابل سی هزار نفر ..💔
چنان حمله می کرد که لشکر کوفه از هر طرف همچون ملخ های پراکنده در آن بیابان پخش میشدند.
- کوفیه🏴 -
چنان حمله می کرد که لشکر کوفه از هر طرف همچون ملخ های پراکنده در آن بیابان پخش میشدند.
گاهی نزدیک خیمه های خود میآمد و نفس تازه میکرد. از شدت تشنگی، فضا در برابر چشمانش تیره شده بود و همه جارا دود میدید.💔
- کوفیه🏴 -
گاهی نزدیک خیمه های خود میآمد و نفس تازه میکرد. از شدت تشنگی، فضا در برابر چشمانش تیره شده بود و هم
او یکتنه جنگ را ادامه داد و آنقدر با قدرت جنگید که دیگر هیچ کس تاب تحمل ضربات اورا نداشت.
"وای برشما!میدانید با چه کسی میجنگید؟با قوی ترین مرد عرب! اورا با تیر از پای درآورید.💔"
- کوفیه🏴 -
او یکتنه جنگ را ادامه داد و آنقدر با قدرت جنگید که دیگر هیچ کس تاب تحمل ضربات اورا نداشت. "وای برشما
آنقدر تیر بر بدن مبارکش فرود آمد که همچون خارپشت شد.💔
- کوفیه🏴 -
آنقدر تیر بر بدن مبارکش فرود آمد که همچون خارپشت شد.💔
وقتی زخمهای بدن امام (ع) زیاد شد، از جنگ باز ایستاد. دشمنان او را محاصره کردند. مردی با نیزه به پهلوی امام (ع) زد و او را از اسب بر زمین انداخت.💔
- کوفیه🏴 -
وقتی زخمهای بدن امام (ع) زیاد شد، از جنگ باز ایستاد. دشمنان او را محاصره کردند. مردی با نیزه به پهل
سپس کوفیان به او حمله کردند و سر مبارکش را از بدنش جدا نمودند.💔😭
- کوفیه🏴 -
سپس کوفیان به او حمله کردند و سر مبارکش را از بدنش جدا نمودند.💔😭
چون اسب امام(ع) _ذوالجناح_ بیسوار به خیمهگاه آمد، زنان به شیون و زاری پرداختند.
- کوفیه🏴 -
چون اسب امام(ع) _ذوالجناح_ بیسوار به خیمهگاه آمد، زنان به شیون و زاری پرداختند.
هنگامی که امام حسین (ع) شهید شد، کوفیان به خیمه گاه او ریختند و آنجا را به آتش کشیدند.😭💔