eitaa logo
کوله بار کرمان
3هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
2هزار ویدیو
120 فایل
"کانال رسمی کمیته خادم الشهداء استان کرمان" |مرجع اخبار و اطلاعیه های راهیان نور استان کرمان| سایر شبکه های اجتماعی🔻 zil.ink/koolebarkerman تبلیغات🔻 @koolebarkerman_ad پاسخگویی سوالات برادر🔻 @Mshams_org کانال خواهران‌ 🔻 @khademinkerman
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍شهید عارف محمدحسین یوسف الهی... 🔹گاز شیمیایی و عشق هر دو می سوزانند! 🔸یکی پوست را ؛ و چشم را ؛ و جسم را و دیگری دل را و جان را... 🔹هر دو سوختن ناله ها دارد و نشانها ! 🔸خوب که نه ؛ بد هم نگاه کنی نشانِ هر دو سوختن را در او می بینی… ✅ولی این سوختن کجا و آن سوختن کجا؟ 💢راوی آقای علی زین العابدین پور... 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman
✍پاسخ شهید محمد حسین یوسف الهی در جواب دوستش در آلمان که به او گفت دیگر به ایران و جبهه بر نگرد.. 🔹شهید محمد حسین یوسف الهی شیمیایی شده بود و برای درمان او را به آلمان منتقل کردند. 🔸در همان روزهای اقامتش یکی از دوستان دوران تحصیلش را دید او از شهید یوسف الهی خواست که دیگر به ایران برنگردد و در آلمان بماند... . 🔹به شهید یوسف الهی گفت: حسین جان دیگر تکلیف از تو برداشته شده است چون به اندازه کافی جنگیده ای نمی خواهد برگردی ایران و همین جا بمان. 🔸 شهید یوسف الهی نگاهی به دوستش کرد و گفت: اینجا برای شما خوب است و دشت های داغ جبهه های جنوب برای من... 🔹حسین پسر غلامحسین آفریده شده برای جنگ و تا جنگ هست و من زنده ام توی جبهه ها می مانم. 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman
✍نماز خواندن زیر باران شهید محمد حسین یوسف الهی... 🔸آن شب هوا بارانی بود ما هم در سنگر خوابیده بودیم نیمه های شب باران شدید تر شد و آب به داخل سنگر نفوذ کرد. 🔹من بیدار شدم و دیدم همه جا خیس شده خواستم بچه ها را بیدار کنم که دیدم حسین نیست. 🔸از سنگر خارج شدم همینطور که در حال مشاهده اطراف بودم احساس کردم پشت تانکر آب چیزی تکان می خورد. 🔹حسین را دیدم که در آن نیمه شب و باران شدید به نماز ایستاده بود. 💢راوی آقای علی میر احمدی در کتاب نخل سوخته... 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman
🔰خاطره ای از شهید یوسف الهی زمستان سال ۱۳۶۴ بود. با بچّه های واحد اطلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد سنگر شد و بعد از کلّی خنده و شوخی گفت: در این عملیّات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند. بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم. حسین به همه اشاره کرد به جز من ! چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیّات والفجر ۸ محقّق شد ! از این ماجراها در سینه بچّه های اطّلاعات لشکر ثارالله بسیار نهفته است. خدا داند چه رابطه ای بین شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید یوسف الهی بوده است. خدایا تو را به امام حسین (علیه السلام) راه شهداء را نشان ما بده تا از قافله عقب نمانیم. 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman
🔰خاطره ای از شهید یوسف الهی در قرارگاه اهواز بودیم. نیمه های شب از خواب بیدار شدم و از سنگر بیرون آمدم و به سمت دستشویی رفتم. وقتی نزدیک شدم ، دیدم یک نفر در حال شستشوی توالت هاست. وقتی نزدیک شدم ، دیدم حسین است؛ نیمه شب آمده بود تا کسی او را نبیند؛ از خودم خجالت کشیدم؛ هر چه باشد حسین فرمانده بود. برگرفته شده از کتاب "نخل سوخته" 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman
🕊شهید محمد حسین یوسف الهی کسی که حاج قاسم وصیت کرد خانه ابدی اش کنار او باشد...! 🔹 زمستان ۶۴ بود. با بچه های واحد اطّلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد شد و بعد از کلی خنده و شوخی گفت: در این عملیات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند. بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم. حسین به همه اشاره کرد به جز من! چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیات والفجر ۸ محقّق شد! 🌱 اینان شهید وار زیستند تا شهید شدند... 🇮🇷کمیته خادم الشهداء استان کرمان 🆔@koolebarkerman 🌐zil.ink/koolebarkerman