eitaa logo
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
36 دنبال‌کننده
436 عکس
86 ویدیو
0 فایل
کورگم : گم‌شده‌اے که هیچ‌گاه پیدا نمی‌شود ... اندراحوالات ذهن مغشوش ... تو بهش می‌گی : بی‌شعوری ... من می‌گم : رڪ بودن ...! من این‌جام :))) : https://harfeto.timefriend.net/16840925523426
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹﷽🌹
یه درس اخلاق از صائب تبریزی: زنهار! مکن خوار، عزیزان جهان را تا چرخ، عزیزان تو را خوار نسازد ــ‌ڪورگـــم
کل ارتباطم با ولنتاین اینه که هر سال فکر کنم به اینکه چرا در سال‌روزی که کلادیوس (پادشاه روم) یه کشیش مسیحی رو به جرم کمک به ازدواج جوانان کشته، اونایی که قصد ازدواج ندارن به هم خرس هدیه می‌دن؟ 🗣 زهرا جاودانی ــ‌ڪورگـــم
یه مخدرى‌ام هست به نام «احترام گذاشتن» که وقتى زیاد ازش مصرف کنى، طرفِ مقابلت توهمِ مهم بودن می‌زنه و اوردوز می‌کنه، در نهایت خودت و خودش رو به فنا می‌ده. در نتیجه: به اندازه ازش استفاده کنید :)) ــ‌ڪورگــم
اینایی که تو خیابون می‌بینید سگ همراشونه ... 🐩 اینا قبلاً چوپون بودن. همه گوسفنداشون رو فروختن اومدن شهر؛ فقط همین یه سگ براشون مونده ... به همین سوے چراغ قسم ...!😞💔
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
یه درس اخلاق از صائب تبریزی: زنهار! مکن خوار، عزیزان جهان را تا چرخ، عزیزان تو را خوار نسازد ــ‌ڪ
راه شاد شدن از قول صائب تبریزی : تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است ... عالمے را شاد کرد آن‌کس که یک دل شاد کرد ...! ــ‌ڪورگــم
+ چه صنمی باهاش داری؟ - دلخوشی‌مه، میون این همه دل‌ مردگی ...💔 ــ‌ڪورگــم
بعضیا گاوشون می‌زاد‌ ... بعضیا خرشون از پل رد می‌شه ... فقط نمی‌دونم من که خرم رو پل زاییده تکلیفم چیه؟ 😐😞🥀 ــ‌ڪورگــم
تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوتہ نظرے باشد، رفتن به گلستان‌ها ... گر در طلبت رنجے ما را برسد شاید ... چون عشـ♥️ـق حرم باشـد، سهل است بیــابان‌ها ...! 🦋سعـدے بزرگ ــ‌ڪورگــم
ــ‌لالــیــن ... 🌙✨ آرام‌آرام، نعش خودم را به تخته‌سنگ کنار درخت سدر می‌رسانم و به آن تکیه می‌دهم. آب باران باقی مانده در لابه‌لای موهایم، بر روی پیشانی و گردنم می‌ریخت و لرزی خفیف بر جانم می‌اندازد. از جیب شلوارم، دفترچه یادداشت قدیمی و خیس شده‌ام را و خودکار آبی‌رنگ را از جیب روی سینه‌ی پیراهنم در می‌آورم. به سختی، صفحه‌ای از دفترچه را انتخاب می‌کنم و سر خودکار را با دندان‌هایم از جا می‌کَنم. صدای رعد و روشنایی برق، مرا از جا می‌پراند. چشم‌هایم را می‌بندم و شروع می‌کنم به نوشتن...! گویی وصیتی‌ست برای جانانم... :«سلام بر تو نازنینم ! سلام بر تو ای گم‌شده‌ی ناپیدا ...! لالین بنامم تو را یا کورگم ...؟ نه ... تو لالینی ؛ همان دردانه‌ی عزیز و همیشه پیدا ...! کورگم منم که در پیچ و خم روزگار ، گم‌شده و درحوالی تو ، می‌گردد تا نیمه‌ی جانش را بیابد ...! می‌بینی حکایت روزگار را ؟ از کی جان‌ها دو قسمت شده‌اند که ما این‌طور سرگشته‌ایم ؟! در نظرت زیباے من ؛ چطور می‌شود که کسی با نیمی از وجود زنده بماند ؟! چیست حکایت این روزگاران که چنین کرده با جان آدمی ؟ ــ‌ڪورگــم👣 ...