#همراه_شهدا
نگاہ کن
چه زیـبا از #خستگی خوابـش برده
ای شهیـــد🌷
دعایی کن🤲
که ما از خستـگیِ #گناہ
خوابمـان نبـرد
و از قافله ی #مهدی_فاطمه
جا نمانیم
🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
🔸قهرمانان امروز🔸
🔺اسامی شهدایی که در بیست و ششم مرداد ماه سالگرد عروجشان میباشد.
#کنگره_شهدای_فارس
#قهرمان_روز
🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
✅ "ما را در برنامه های ایرانی دنبال کنید"
⭕ روبیکا:
https://rubika.ir/@kshohadayefars
⭕ سروش:
https://splus.ir/kshohadayefars
⭕ ایتا:
https://eitaa.com/kshohadayefars
⭕ بله:
https://ble.ir/kshohadayefars
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀⃟🦋
۲۶ مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی گرامی باد .
🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷بیعت آزادگان سرافراز با رهبر معظم انقلاب اسلامی
مرداد ۱۳۶۹
➕ سینهزنی در حضور رهبرمعظم انقلاب:
حسین حسین شعار ماست ، شهادت افتخار ماست.
#الگوهای_صبر_و_مقاومت
#دفاع مقدس
#آزادگان
🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
🔷 خاطره ای بمناسبت ۲۶ مرداد سالروز آزادی اسرای قهرمان
🔹صبح روز ۲۴ مردادماه نشسته بودیم که ناگهان تلویزیون عراق برنامههای عادی خود را قطع و نامه صدام به رئیس جمهور ایران را قرائت کرد! اشغال کویت و شاخ و شانه کشیدن آمریکا برای صدام برای ما اسرا خوش یُمن بود. صدام که حمله ائتلاف ضد عراقی را قریبالوقوع میدید مجبور شده بود تا مذاکرات صلح با ایران را به انجام رسانده و کلیه درخواستهای ایران از جمله مبادله و آزادی اسرای طرفین را پذیرفته و عملی کند.
🔹شنیدن این خبر آن هم در آن شرایط که دیگر کسی به آزادی فکر نمیکرد واقعاً خوشحال کننده بود. موجی از شادی در اردوگاه به پا خاست. اول سجده شکر به جا آوردیم و بعد همدیگر را در آغوش گرفتیم و تبریک گفتیم.
🔹از آن پس از روند مذاکرات صلح روی غلتک افتاد و قرار شد نخستین گروه اسرا در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹ و از طریق مرز خسروی مبادله شوند. از آن تاریخ به بعد لحظه شماری میکردیم که چه زمانی نوبت به اردوگاه ما میرسد. در این مدت رفتار بعثیها هم کاملاً عوض شده بود. دیگر از کابل و کتک و تحقیر خبری نبود!
🔹بالاخره انتظارها به سر رسید و نوبت آزادی ما و همه اسرای اردوگاه دهِ الرمادی هم شد. شور و شوقی پیدا کردیم که قابل وصف نیست. هیئت صلیب سرخ برای ثبتنام و تکمیل فرمهای آزادی اسرا و یا درخواست پناهندگی، طرفهای عصر وارد اردوگاه شد. در حقیقت بعد از این مرحله سند آزادی اسرا صادر میشد و میتوانستیم نفسی به راحتی بکشیم.
🔹حدود ساعت پنج صبح اعلام کردند که به خط شویم. هوا هنوز تاریک بود که چند دستگاه اتوبوس که باید ما را تا مرز میرساند، جلوی دژبانی و ورودی اردوگاه توقف کرده بودند. سربازان عراقی فقط نگاه میکردند. یکی پرسید: پس تونل مرگتان کجاست!؟ یکی از اسرا به نام محمدعلی رضایی لباسش را بالا زد و در حالی که به آثار جراحت روی کمرش اشاره میکرد گفت: «صراط، صراط! یعنی وعده ما سَرِ پل صراط!»
🔹جلوی درب ورودی اردوگاه یک میز چوبی گذاشته بودند که روی آن قرآن بود. هر اسیری که عبور میکرد، افسر جوانی یک جلد قرآن با امضای صدام به او میداد. برای چندمین بار صدای سروان مفید توی گوشم پیچید: «شما مجوس، نجس و کثیف هستید. ما شما را مسلمان کردیم. ما در اینجا راه و رسم مسلمانی را به شما یاد خواهیم داد.» سپس به یاد آن روز فراموش نشدنی افتادم که پس از ماهها درخواست و التماس بیهوده بالاخره یک جلد کلامالله به آسایشگاه ما تحویل داده بودند و حالا چقدر دست و دلباز شدهاند!
🔹نکته مهم آخرین روز اسارتمان این بود که ما اسرا حاضر به تحویل گرفتن قرآنهایی که در اصل همان ورق پارههای بالا رفته از سر نیزههای مکر و فریب عمر و عاص بود، نشدیم و شاید بتوان گفت این حرکت در این واپسین لحظات بهترین و مؤثرترین پاسخی بود که به مزدوران بعثی داده شد. بالاخره اتوبوس در میان سیمهای خاردار به سنگینی جلو رفت و کم کم اردوگاه دهِ الرمادی دور و دورتر شد!
🔹رسیدیم! باورم نمیشود این مرز ایران است. صدای هِق هِق یکی از اسرا از انتهای اتوبوس بلند شد. تقریباً همه اسرا سرشان را از پنجره اتوبوسها به بیرون آورده بودند و محو تماشای تصاویری از امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و رقص پرچمهای برافراشته شده ایران در نوار مرزی شده بودند.
🔹از اتوبوس پایین آمدیم. لحظهای چشمهایم را بستم و به سمت مرز چرخیدم! باد صدایِ مارش نظامی آشنایی را به گوشهایم میرساند! همان مارش آشنای شبهای عملیات! چشمهایم را باز کردم. در محلی که برای تبادل اسرا بود روی پلاکارد نوشته شده بود: «آزادگان سرافراز به میهن خوش آمدید.»
🔹داخل اتوبوس از جهانگیر یوسفی شنیده بودم که در ایران به اسرای جنگ تحمیلی لقب «آزاده» دادهاند و از این پس با این نام شناخته خواهیم شد. انشاالله که لایق این عنوان باشیم. کمی آن طرفتر و تقریبا به موازات ما صف اسرای عراقی بود که به خاک عراق وارد میشدند. در کنار هم قرار گرفتن آزادگان ایرانی و اسرای عراقی صحنهای تکان دهنده و شاید بشود گفت طنز تلخی را به وجود آورده بود، یک طرف مردان لاغر و نحیف و رنج دیده با حداقل وسایل یا حتی دست خالی و در طرف دیگر مردان فربه شکم گنده، شیک و اتوکشیده با انواع و اقسام سوغاتی اما با چهرههای نگران و ناامیدکننده!»
🔸منبع: خاطرات آزاده قهرمان آقای قاسم قناعتگر، کتاب «یک بعلاوه پنج»
🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فار
💠پیام تسلیت رئیسجمهور در پی درگذشت مادر شهیدان اکبری باصری
🔹دکتر مسعود پزشکیان در پیامی درگذشت مادر شهیدان اکبری باصری را به خانواده محترم ایشان، مردم شریف استان فارس و بهویژه مردم شهرستان خرمبید تسلیت گفت.
متن پیام رئیس جمهور به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت اسوه صبر و استقامت، حاجیه خانم ستاره اکبری باصری، مادر بزرگوار شهیدان گرانقدر محمد شفیع، نورالدین، هدایتالله و عینالله اکبری باصری از دلاورمردان دوران دفاع مقدس را به خانواده مکرم ایشان، مردم شریف استان فارس و بهویژه مردم شهرستان خرمبید، تسلیت عرض میکنم.
بیشک اقتدار، عظمت و انسجام امروز کشور عزیزمان ایران، مدیون فداکاریها و ایثار چنین مادران باایمانی است که برای دفاع از کیان کشور، عزیزترین سرمایههای زندگی خود را با اخلاص تقدیم و عزت ابدی نصیب خود کردند.
اینجانب برای این مرحومه، رحمت واسعه الهی و همنشینی با فرزندان شهیدش و برای همه بازماندگان صبر و سلامتی از درگاه ربوبی مسئلت دارم.
مسعود پزشکیان
رئیس جمهوری اسلامی ایران
https://president.ir/fa/153541
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️کلیپی که از شبکه فارس پخش گردید
* ام البنین شهدای فارس به فرزندان شهیدش پیوست*
🥀پیکر حاجیه خانم ستاره اکبری باصری مادر چهار شهید والامقام دوران دفاع مقدس تشییع و در کنار فرزندان شهیدش ، آرام گرفت.
#خبر #ایثار_شهادت
#شهید
#صدا_و_سیما_فارس
🏴صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ