🟣زاویه دید؛
یکی از مشکلات بزرگ قبل از شروع به نوشتن داستان نداشن اطلاعات کافی در مورد انتخاب بهترین زاویه دید در داستان است. هر کدام از زاویه های دید مزایایی دارند و اختیاراتی به شما می دهند. اگر این مزایا و اختیارات را بدانید راحت تر می توانید بهترین زاویه دید را برای داستانتان انتخاب کنید.
انتخاب زاویه دید اولین انتخاب مهمی است که نویسنده باید قبل از نگارش داستان درمورد آن تصمیمگیری کند. این تصمیمی است که تقریباً تمام جنبههای داستان نویسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
برای بیان یک داستان تأثیرگذار شما میتوانید انواع زاویه دید را انتخاب کنید ولی همه آنها برای داستان شما مناسب نیستند.
⁉️زاویه دید چیست؟
زاویه دید بیانگر این است که چه کسی داستان را نقل میکند و اطلاعات چگونه به دست مخاطب میرسد.
👈🏻انواع زاویه دید:
✔️زاویه دید اول شخص از نقطه نظر ضمایر من و ما نقل میشود.
✔️زاویه دید دوم شخص از نقطه نظر ضمیر تو یا شما بیان میشود.
✔️زاویه دید سوم شخص از ضمایر او و آنها استفاده میکند.
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
⁉️چرا زاویه دید مهم است؟
در کلاس های داستان نویسی معمولاً زاویه دید جزء اولین موضوعاتی است که به داستان نویس ها آموزش داده می شود. دلیلش هم مشخص است: تا وقتی که ندانیم داستان دارد از زبان چه کسی روایت می شود نمیتوانیم به خود داستان توجه کنیم. جدا از این، زاویه دید جزء یکی از مهمترین بخشهای عناصر داستان است.
همچنین رایج بودن برخی زوایای دید در یک نوع ژانر هیچوقت بیدلیل نیست. مثلاً رمانهای کارآگاهی به ندرت از زاویه دید دانای کل بیان میشوند چون تمام جذابیت این رمانها به این است که سعی کنید همراه نقش اصلی راز داستان را کشف کنید. رمانهای بزرگسالان اغلب از زاویه دید اول شخص بیان میشوند: این زاویه دید کمک میکند خودتان را جای شخصیت اصلی بگذارید.
🟣انواع پرطرفدار زاویه دید در داستان عبارت است از:
✔️داستان بزرگسال جوان: بیشتر اول شخص و تا حدودی سوم شخص محدود
✔️حماسه: سوم شخص دانای کل یا محدود
✔️رمزآلود و هیجانانگیز: سوم شخص محدود
✔️رمانتیک: اول شخص و سوم شخص محدود
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
🟣انواع زاویه دید در داستان
1.زاویه دید اول شخص چیست؟
این زاویه دید همان شیوهای است که وقایع روزانه را تعریف میکنیم و اغلب راوی شخصیت اصلی است مثل شخصیت "تیتولار" در "زندگی پای" یا میتواند شخصیت فرعی باشد مانند "نیک" در "گتسبی بزرگ". مثال:
📎مادر را صدا زدم.
استفاده از اول شخص از گذشته بسیار پرطرفدار بوده و زاویه دید غالب در تاریخ داستان نویسی است.
2.زاویه دید دوم شخص چیست؟
در این روش، زاویه دید در داستان به مخاطب بخشیده میشود و آنها باید خود را مستقیما به جای شخصیت اصلی یا فرعی در داستان تصور کنند. در این زاویه دید از ضمیر تو و شما استفاده میشود. مثل:
📎میراث آن مرحوم حق تو بود.
البته از میان انواع زاویه دید، این زاویه دید در داستان محبوبیت کمتری دارد چون باعث بلاتکلیفی و ناباوری مخاطب میشود. راب اسپیلمن ویراستار "خانه حلبی" میگوید: زاویه دید دوم شخص آزاردهنده است، مثلا میگوید تو داری از خیابان عبور میکنی ولی نه! من که عبور نمیکنم. ولی خب یک نویسنده ماهر میتواند چیز خوبی از این قضیه دربیاورد. جی مک اینرنی یکی از نویسندگان این سبک، زاویه دید دوم شخص را دعوتی بیکلام مینامد: بیا تو!
3. زاویه دید سوم شخص چیست؟
در این زاویه دید از ضمیر "او" استفاده میشود. مثل:
📎او گفت: زندانی را بیاورید.
👈🏻زاویه دید سوم شخص به دو بخش تقسیم میشود:
1. زاویه دید سوم شخص محدود چیست؟
در این زاویه دید راوی فقط میتواند افکار، احساسات و ادراک یک شخصیت را در یک زمان بیان کند و مخاطب محدود به ذهن آن شخصیت است. مثلا:
📎او نمیدانست شوهرش دروغ میگوید یا نه.
2. زاویه دید سوم شخص دانای کل چیست؟
این زاویه دید بر همه چیز واقف است یعنی میتواند بگوید در دنیای داستان چه اتفاقی میافتد، افتاده است یا خواهد افتاد و درنتیجه مخاطب به همه چیزهایی که این راوی خدامانند میگوید دسترسی دارد. مثلا:
📎او عاشق سارا بود ولی سارا چنین حسی نسبت به او نداشت.
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
🟣مزایای استفاده از زاویه دید اول شخص:
1. غرق کردن مخاطب در داستان
اول شخص بعنوان صمیمیترین زاویه دید شناخته میشود یعنی خواننده را به اتفاق نزدیک کرده و کمک میکند انگیزه شخصیت را به سادگی درک کنند و با او ارتباط برقرار کنند.
2. ایجاد یک راوی غیرقابل اعتماد
اول شخص همیشه دارای زاویه دید جانبدارانه است. آنها فقط اطلاعاتی را که میخواهند به مخاطب میگویند و به همین دلیل به آن زاویه دید غیرقابل اعتماد میگویند. یعنی راوی ممکن است فراموشکار، جانبدار یا حتی فریبکار باشد. نویسندگان ماهری مانند چارلز دیکنز از این زاویه دید برای پنهانسازی های عمیق در داستان استفاده میکنند.
3. ایجاد سبک و لحن مشخص
هر شخصیتی منحصر به فرد است و هیچ زاویه دیدی بهتر از اول شخص نمیتواند این را نشان دهد. وقتی مخاطب وارد ذهن شخصتی میشود علاوه بر احساسات آن شخصیت، سبک حرف زدن و تفکر او را نیز تجربه میکند. مثلا از چه لغاتی استفاده میکند؟ آیا با جملات بلند فکر میکند یا جملات کوتاه؟ با زاویه دید اول شخص میتوانید همه اینها را بفهمید.
4. برجسته کردن شخصیت
در پیچ و خم طرح یک داستان، راوی اول شخص مانند آینهای شخصیت اصلی واقعی داستان را برای مخاطبان نمایان می کند. مثلا "آرتور" در سری کتابهای "شرلوک هولمز" احتمالا معروفترین نمونه این تکنیک است.
📎نمونههایی از استفاده از زاویه دید اول شخص در داستان: "جین ایر از شارلوت برونته" و "خورشید همچنان میدمد از ارنست همینگوی"
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
🟣مزایای استفاده از زاویه دید دوم شخص:
1. خواننده را به داستان نزدیکتر میکند
بهتر است این زاویه دید را هجوم حواس بنامیم. وقتی خوانندگان با لفظ "تو" مخاطب قرار میگیرند، در نقش عضوی فعال از داستان فرو میروند و به آنها گفته میشود که باید چه عواطف، افکار، بو و لامسهای را حس کنند یا چه چیزی ببینند. این بالاترین حد صمیمیت را با داستان ایجاد میکند. به جای تعریف کردن داستان برای خوانندگان، آنها میتوانند مستقیما داستان را تجربه کنند.
2. تقویت ایده و درونمایه داستان
برای رساندن منظور داستان چه راهی بهتر از این که اجازه دهید خوانندگان آن را زندگی کنند؟
📎نمونههایی از استفاده از زاویه دید دوم شخص: کتاب "خودیاری" از لوری مور، "نیمه خواب در پیژامه قورباغهای اثر تام رابینز"
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
🟣مزایای استفاده از زاویه دید سوم شخص محدود:
1. جلب اعتماد خواننده
از آنجایی که زاویه دید سوم شخص خواننده را نزدیک مغز شخصیت داستانی و نه دقیقا درون آن قرار میدهد، تقریبا همان مزایای جلب اعتماد زاویه دید اول شخص را دارد و حتی بهتر از آن است چون کمتر پیش میآید که راوی سوم شخصی غیر قابل اعتماد باشد.
2. دور و نزدیک کردن خواننده با افکار درونی یک شخصیت
با سوم شخص محدود شما میتوانید زاویه دوربین را انتخاب کنید! آیا میخواهید روایت درست نزدیک ذهن شخصیت باشد یا کمی از آن دورتر شده و از چشمانداز بازتری مسائل را آشکار کند؟ برخلاف زاویه دید اول شخص، زاویه دید سوم شخص لزوما داخل ذهن یک شخصیت نمیماند بلکه آزاد هستید براساس نیاز داستان در هر زمان، چشمانداز خواننده را تغییر دهید.
3. جابجایی بین چند زاویه دید سوم شخص محدود برحسب ضرورت
اگر ماندن با یک شخصیت در طول داستان برایتان جذاب نیست، نوشتن با چند زاویه دید سوم شخص محدود را امتحان کنید. این تکنیک برای طرح شخصیتهای زیاد در داستان عالی است و به پیچیده و درهم کردن داستان در هر فصل کمک میکند.
📎یادداشتی ویژه درمورد سوم شخص محدود:
اگرچه این تکنیک کمتر در داستانها دیده میشود، زاویه دید سوم شخص در داستان به روایت بیطرف داستان کمک میکند. درواقع راوی بیطرف وقایع را درست همانطور که اتفاق میافتند نقل میکند و به خوانندگان اجازه میدهد که خودشان آنها را تفسیر کرده و منظور را دریابند. ارنست همینگوی معروفترین مثال در استفاده از این تکنیک است. داستان کوتاه او به نام "تپههایی مانند فیلهای سفید" و رمان او به نام "زنگها برای که به صدا درمیآیند" در نزدیکترین حالت ممکن، به زاویه دید یک راوی خنثی و بیطرف نوشته شدهاند.
✍🏻حسام معینی
#زاویه_دید
#آموزشی
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
📖 زاویه دید چیست؟
🔹 زاویه دید، در اصطلاح ادبی به این معناست که «راوی کیست؟» یا «داستان را چه کسی روایت میکند؟». به بیان دیگر، زاویه دید یا زاویه روایت، شیوهای است که نویسنده از طریق آن، مواد و مصالح داستان را به خواننده ارائه داده و رابطه خود را با داستان مشخص میکند. سازمانبندی داستان به زاویه دید وابسته است و این انتخاب، تأثیر مستقیمی بر سایر عناصر داستان دارد.
🔹 در حقیقت، شخصیتپردازی، گسترش و تکامل طرح، سبک نگارش، تحول، صحنهپردازی و سایر عناصر داستان، همگی تحت تأثیر زاویه دید انتخابشده قرار میگیرند. برای خواننده مهم است که از همان ابتدا بداند داستان از دیدگاه کدام شخصیت روایت میشود، با چه نگرشی به وقایع مینگرد و چگونه سیر حوادث را دنبال میکند.
🔹 منظور از دیدگاه یا زاویه دید در داستان، فرم و شیوه روایت آن توسط نویسنده است. به عبارت دیگر، دیدگاه، روش نویسنده در روایت داستان است. انتخاب هر شیوه روایت، بر کیفیت، میزان و حجم اطلاعات ارائهشده به مخاطب تأثیری اساسی دارد. گرچه زاویه دید یک عنصر صوری در داستان محسوب میشود، اما نقشی تعیینکننده در میزان صمیمیت، واقعگرایی، باورپذیری و در نهایت، تأثیرگذاری داستان دارد. 💡
🔹 زاویه دید نهتنها به توصیف وضعیت زمانی و مکانی اثر میپردازد، بلکه رویکرد نویسنده نسبت به موضوع را نیز نشان میدهد. انتخاب زاویه دید مناسب، با حال و هوای اثر ارتباطی مستقیم دارد؛ زیرا زاویه دید بر تمامی عناصر داستانی و نمایشی تأثیرگذار است. اگر ایده را روح داستان و طرح را اسکلت آن در نظر بگیریم، زاویه دید لباسی است که داستان به تن میکند.
🔹 زاویه دید مانند دریچهای است که نویسنده برای مخاطب میگشاید تا از آن منظر، داستان را ببیند و بخواند. لحنی که زاویه دید به خود میگیرد، علاوه بر هماهنگی با ویژگیهای فردی راوی، باید با موضوع داستان نیز متناسب باشد.
🔹 همانطور که در فیلمبرداری، جایگاه و محل استقرار دوربین اهمیت دارد و زاویه تصویر تأثیر زیادی بر نحوه نمایش فیلم دارد، در داستان نیز این مسئله که چه کسی روایت را بر عهده دارد، بسیار مهم است. زاویه دید با زبان، نثر، لحن، شخصیتپردازی، پرداخت، تعلیق، فضاسازی، ریتم و دیگر عناصر داستان ارتباط تنگاتنگی دارد.
✍️ مریم بصیری
#آموزش
#زاویه_دید
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
انواع زاویه دید
نویسنده از طریق زاویه دید، شیوه روایت داستان خود را تعیین میکند. او میتواند از زاویه دید اولشخص، دومشخص یا سومشخص استفاده کند. این سه زاویه دید بهطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند: درونی و بیرونی، یا راوی درونرویداد و بیرونرویداد.
زاویه دید درونی
در این زاویه دید، راوی یکی از شخصیتهای داستان است. این شخصیت میتواند قهرمان اصلی باشد یا شخصیتی فرعی که فقط شاهد ماجراهاست و آنها را برای خواننده روایت میکند.
▫️در زاویه دید اولشخص، راوی از ضمیر "من" (یا "ما" در حالت جمع) استفاده میکند و خواننده احساس میکند که شخصیت در حال گفتوگو با اوست. به همین دلیل، این زاویه دید را زاویه دید درونی مینامند؛ زیرا روایت از درون داستان ارائه میشود.
🔸اگر راوی خود شخصیت اصلی داستان باشد، راوی فاعلی نام دارد. اما اگر شخصیتی فرعی باشد که تنها وقایع را بازگو میکند، راوی مفعولی محسوب میشود. برای مثال، در زاویه دید اولشخص، ممکن است چنین جملهای نوشته شود:
«بهآهستگی وارد اتاق شدم. روی صندلی نشستم و به آنها نگریستم.»
برخی نویسندگان زاویه دید دومشخص را نیز در دسته زاویه دید درونی قرار میدهند. البته بسیاری از منتقدان آن را شکلی از زاویه دید اولشخص میدانند، زیرا در این حالت، راوی خود را مورد خطاب قرار میدهد و همچنان فاعل روایت است. برای مثال، همان جمله پیشین در زاویه دید دومشخص به این شکل درمیآید:
«بهآهستگی وارد اتاق شدی. روی صندلی نشستی و به آنها نگریستی.»
در این حالت، ضمیر "تو" مستتر در فعل است. انتخاب زاویه دید دومشخص، حالتی مرموز، شاعرانه و خیالانگیز به داستان میبخشد و آن را از بیان مستقیم اولشخص دور میکند. گاهی نیز راوی از زاویه دید اولشخص استفاده میکند، اما دیگر شخصیتها را با زاویه دید دومشخص خطاب قرار میدهد:
«بهآهستگی وارد اتاق شدی. روی صندلی نشستی و به آنها نگریستی؛ اما فقط من به چهره رنجور تو نگاه کردم.»
▫️در زاویه دید دومشخص، راوی به ظاهر مخاطب است و نویسنده با استفاده از لحن خطابی، خواننده را ترغیب میکند تا خود را به جای شخصیت اصلی قرار دهد. این زاویه دید میتواند به داستان جنبه عینیتری ببخشد، اما اگر نویسنده در استفاده از آن دقت نکند، روایت ممکن است شبیه یک گزارش ساده شود. از نمونههای برجسته این زاویه دید میتوان به رمان «دگرگونی» نوشته میشل بوتور و «آئورا» اثر کارلوس فوئنتس اشاره کرد.
#تمرین: یک داستان کوتاه با زاویه دید اولشخص بنویسید. سپس همان داستان را از زاویه دید دومشخص بازنویسی کنید.
🔹 در نسخه اولشخص، راوی خودِ شخصیت اصلی است و از ضمیر "من" استفاده میکند.
🔹 در نسخه دومشخص، خواننده مستقیماً در نقش شخصیت اصلی قرار میگیرد و از ضمیر "تو" استفاده میشود.
📌 این تمرین به شما کمک میکند تا تأثیر تغییر زاویه دید بر لحن، صمیمیت و حس داستان را بهتر درک کنید.
ادامه دارد....
✍️ مریم بصیری
#آموزش
#زاویه_دید
کتاب سفید 📚
انواع زاویه دید نویسنده از طریق زاویه دید، شیوه روایت داستان خود را تعیین میکند. او میتواند از زا
انواع زاویه دید
ادامه
تکگویی:
🔹تکگویی نیز شکلی دیگر از روایت تکنفره است که ممکن است مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد. این تکگویی به سه دسته تقسیم میشود:
🔸خودگویی و حدیث نفس: در خودگویی، شخصیت افکار و احساسات خود را با صدای بلند به زبان میآورد تا مخاطب از مقاصد او مطلع شود؛ هرچند در داخل داستان یا درام مخاطبی نداشته باشد و تنها با خودش حرف بزند. در حدیث نفس، بدون اینکه شخصیت از وجود مخاطب مطلع باشد، برای خودش حرف میزند و روی سخنش با شخص خاصی نیست؛ اما با بیان احساسات و افکارش باعث پیشبرد طرح و عمل داستانی میشود. حدیث نفس یکی از روشهای استفاده از جریان سیال ذهن است. کاربرد این روش بیشتر در نمایشنامه است. در حدیث نفس، خصوصیات روانی راوی نیز بر مخاطب آشکار میشود. در بخشی از رمان «سمفونی مردگان» از عباس معروفی، این شگرد به کار رفته است.
تفاوت قائل شدن بین حدیث نفس و تکگویی درونی سخت است؛ هر تکگویی درونی میتواند حدیث نفس هم باشد. تفاوت حدیث نفس با تکگویی نمایشی در این است که حدیث نفس مخاطبی ندارد و بهطور غیرمستقیم اطلاعاتی به تماشاگر میدهد. قطعه «بودن یا نبودن» در صحنه اول از پرده سوم نمایشنامه «هملت» اثر شکسپیر، معروفترین خودگویی است؛ هرچند برخی از منتقدان آن قطعه را، بهدلیل حضور اوفیلیا در پشت پرده، تکگویی نمایشی مینامند. این تکگویی چنین آغاز میشود: «بودن یا نبودن: مسئله این است. آیا شرافتمندانهتر است که ضمیر انسان تیر طالع شوم را تحمل کند، یا در برابر طوفان بلا، قد برافرازد، سلاح برگزیند و آن را پایان دهد؟ مردن و به خواب فرو رفتن، و دیگر هیچ! آیا از طریق چنین خوابی میتوان گفت که رنج درونی و هزاران فشار که طبیعت در وجود ما به ودیعت نهاده است، پایان مییابد؟... »
تکگویی بیرونی یا نمایشی: تکگویی بیرونی شاخهای دیگر از دیدگاه اولشخص است. مانند تکگویی درونی، افکار راوی را منعکس میکند؛ اما با این تفاوت که گویی راوی کسی را مورد خطاب قرار داده است. در این تکگویی، فردی مورد خطاب و طرف سخن شخصیت قرار میگیرد و شخصیت، مخاطب مشخصی در داستان برای گفتههایش دارد، هرچند خواننده داستان نداند مخاطب قهرمان کیست.
در چنین وضعیتی، بهدلیل وجود مخاطب، راوی برخلاف تکگویی درونی، گفتارش منظم است و کنترل کاملی بر آن دارد. در واقع، در این شیوه، گویی راوی در مواجهه با مخاطبی در حال تکلم است و نویسنده گفتار او را مکتوب کرده است؛ مانند رمان «سقوط» اثر آلبر کامو. در تکگویی نمایشی، اندیشه به سطح زبان میآید و شخصیت احساساتش را با صدای بلند برای مخاطب به نمایش میگذارد. شخصیت بدون دخالت راوی، خود به زندگی و عواطفش میاندیشد و آنها را به زبان درمیآورد. در داستان، با وجود بهرهگیری از این تکگویی، منِ راوی یا اویِ راوی، چون یک ناظر بیرونی، داستان را روایت میکند.
در تکگویی نمایشی، مخاطب از صحبتها و کارهای شخصیت پی میبرد که او کیست، کجاست، در چه زمانی زندگی میکند و چه کسی را در داستان مورد خطاب قرار داده است؛ مانند «حرف و سکوت» از محمود کیانوش. بخشی از رمان «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری نیز تکگویی است.
✍️ مریم بصیری
#آموزش
#زاویه_دید
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid
وقتی زاویه دید عیب و ایرادی داشته باشد خوانندگان متوجه آن میشوند؛ اگرچه در این حالت آنها دقیقاً نمیتوانند مشخص کنند که اشکال از زاویه دید است اما احساس میکنند شخصیت ها از آنها دورند یا حس میکنند زمان لق است یا به سختی میتوانند به خواندن ادامه دهند یا شاید آنها هنگام خواندن داستان بگویند: من اصلاً با قهرمان داستان احساس نزدیکی نمیکنم. راستش من تازه در فصل چهارم حدس زدم قهرمان اوست. تعداد شخصیتهای داستان چقدر زیاد است اینها همه نشانه عیب و ایراد زاویه دید است که میتوان آنها را با تجزیه و تحلیل و بازنویسی بیشتر درست کرد.
جادوی زاویه دید | آلیشیا راسلی
#زاویه_دید
┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
📒 @ktbsefid