[کتابـخـانهےجیبـی]
-
هر صدایی ،هرنگاهی، هرحرفی میتوانست نهال امید را پربار و کاروان امید را به حرکت در آورد ؛اصلا معتقد بودیم که ناامیدی شرک است ؛کسی که خدارا دارد یعنی امید دارد .
#انتهایپاراگراف -منزندهام
گفتوگوی حضوری خیلی سخت است؛ مثل محیط برنامهنویسی است که فقط یک بار فرصت نوشتن داری و حتی یک بازگشت هم در آن امکان ندارد .
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس
اشتباهات را باید با کدهای مکمل اصلاح میکردم؛ مثل عذرخواهی اخبارگوها هنگام تپق. اخبارگوها نمیتوانند جملهشان را اصلاح کنند، فقط با عذرخواهی یک جملهی جدید میگویند که در ذهن مخاطب اصلاح شود.
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
وقتی به من نگاه کرد،آتشی که در نگاه خیره اش بود بازتابی از آتش در نگاه خودم بود.
#انتهایپاراگراف -ناتوان
چقدر برای مرد ناموس و غیرت سرمایهی گرانبهایی است که حتی وطنفروشان و خودفروختگان هم ، معنی آن را میفهمیدند .
#انتهایپاراگراف -منزندهام
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
«من به هر چیزی که وابسته شدم، خدا ازم گرفت تا یاد بگیرم تو این دنیا، نباید مطلق به کسی یا چیزی جز خودش وابسته و دلبسته شد. طول کشید تا یاد بگیرم... با سختترین چیزها هم یادم دادن؛ اما بالاخره یاد گرفتم...»
#انتهایپاراگراف -خوابِباران
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
«خیلیا تو زندگی آدم میان و میرن... اما بود و نبود و رفتوآمدشون هیچ تأثیری تو زندگی آدم نداره... اما بعضیا... وقتی وارد زندگی آدم میشن، حتی اگه نمونن و برن، چنان رد پایی از خودشون تو قلب آدم به جا میذارن... که ما دیگه هیچوقت همون آدم قبلی نیستیم...»
#انتهایپاراگراف -خوابِباران
گاهی به زمان نیازه تا حکمت بعضی چیزا مشخص بشه... گاهی هم هیچوقت از بعضی چیزا سر درنمیاریم. چون ذهنمون محدود به این دنیاست. اونی که داره قصهی زندگیمون رو مینویسه و کارگردانی میکنه، به کل زندگیمون از اول تا آخرش اشراف داره. حتماً حواسش به همهچیز هست.»
#انتهایپاراگراف -خواب باران