تیک اشک یکی دیگر از تناقضات زندگیام شده. حرم برای یکی اشکآور است برای دیگری نیست. هم دگرگون کننده است و خیلی خاص و عجیب، هم خیلی عادی است و باورپذیر، هم امام هست و معصوم و شهید و نقطهی نور و تقدس، هم سکوت و شاهد و مشهود. انگار دو تا حرم در این مکان هست. وقتی تیک اشک تو را زدند حرمی باز میشود پز از غیبیات و تعلیمات . و وقتی عادی میروی خرمی پر از مناجات و آدمها.
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس
تا حالا از خسته بودنم پشیمان نشده بودم. چون پشیمان شدم فهمیدم خستگی هم ارادی است. میتوانی خسته باشی و میتوانی نباشی .
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس
ابجد عَمَّ صدوده است، ابجد علی هم صدوده، از علی سوال میکنند:« و ای علی، تو آن نبا عظیم هستی» که در آن اختلاف کردند و آنقدذ اختلاف کردند تا آخر سورهی کافران میگویند:« یالیتنی کنت ترابا!» کاش خاک بودیم! یعنی کاش پدرمان ابوتراب بود که فرمود :« ای علی من و تو دران امتیم.»
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس
آدم وقتی به یکی از آرزوها و خواستههایش میرسد دیگر آن آرزو فکرش را مشغول نمیکند، دیگر رهایش میکند. آنوقت بهتر میتواند به راهش ادامه دهد.
#انتهایپاراگراف - #برنامهنویس