[کتابـخـانهےجیبـی]
-
بارها اتفاق میافتاد که به محضر رسول خدا (ص) وارد میشدیم، حضرت میخواستند مرا در آغوش بگیرند و به امیر المومنین (ع) میفرموند: علی جان، حسین را برای من بگیر! مرا در آغوش میگرفتند و میبوسیدند و اشکهایشان جاری میشد. یکبار پرسیدم:
«یا أَبَتِ لِمَ تَبْکی؟»
ای پدر چرا گریه میکنید؟
فرمودند:
«یا بُنَی أُقَبِّلُ مَوْضِعَ السُّیوفِ مِنْک!»
فرزندم، جای شمشیرها را بر تن تو میبوسم.
#انتهایپاراگراف #حسیناززبانحسین