اما، عزیز من میتوانم بفهمم که آدم از تکرار" سير میشود. میشود البته بعضی چیزها را نگذاشت دچار تکرار شوند، اما این استعدادیست که در کسان بسیار بسیار بسیار کمی یافت میشود.
#انتهایپاراگراف - #نامهها
با اینکه از هرزمان دیگری شادترم، باز غمگینم. ترس از اینکه اتفاقی برای تو بیوفتد، مثل سایهای قلبم را کدر میکند. قبلا میتوانستم دختری بیفکر و بیخیال و آسوده باشم، چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم. ولی حال تا آخر عمر یک نگرانی بزرگ خواهم داشت و هروقت تو ازمن دور باشی، به همه اتوموبیلهایی فکر میکنم که ممکن است تو را زیر بگیرند یا همه تختههای اعلامیه که ممکن است روی سرت بیوفتد یا همه میکروبهای وحشتناکی که ممکن است بخوری. آرامش خیالم تا ابد رفته؛ اما مگر من آرامش ساده را دوست داشتم؟
#انتهایپاراگراف - #بابالنگدراز
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
اما من نمیتونم تو دنیایی که "تو" نیستی زندگی کنم:))
#دیالوگ
[کتابـخـانهےجیبـی]
چشمانَش قهوه ای بود و به حَق فهمیدم
قهوه از سیگار و قلیان ،
اعتیاد آور تر است ..☕️💘
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
-مارو دست کم گرفتیها! نصف عمرم رو تو هیئت امامحسین، چایی دم کردم. چاییهای ما، مدل بچه هیئتیه. ما چیز بد به مشتری نمیدیم.
#انتهایپاراگراف - #چایترامنشیرینمیکنم
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
مینویسمغزلیازتوکهدنیایمنی؛
منکهخودمعنیِشعرموتومعنایمنی.
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
من کسی را ترجیح میدهم که مانند خودم از صمیمیت بترسد..
#انتهایپاراگراف - #روانشناسیاجتماعی