این مردم آنقدر در سیاسیبازیهای اجباری دفن شده بودند که دلشان کمی زندگی میخواست..
#انتهایپاراگراف - #باروتخیس
[کتابـخـانهےجیبـی]
یه جا توی باروت خیس
اریحا، زخمی و خسته
کنج انبار متروکه
با یه احوال غربت زده ای از بسام میپرسه
_آخرش چی میشه؟!-
بسام جواب میده
_آخرش؟! کی میدونه؟!
اونایی که آخرشو دیدن
هیچ وقت برنگشتن . . `
#انتهایپاراگراف - #باروتخیس
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
دور از جون با یه نظامی طرفینها!... ما همیشه عملیاتی اقدام میکنیم... دقیق و مهندسی شده! شما جواب «بله» رو لطف کنین، بنده در اسرع وقت، کروکی رو با مشخصات دقیق تحویلتون میدم. حله؟
#انتهایپاراگراف - #چایترامنشیرینمیکنم.
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
قهوه اش را تمام کرد و گفت:
چرا انقدر خوب بقیه رو دلداری میدهی؟
خندیدم و گفتم حرف هایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند:)
امروز چهارشنبه است و من از بین همه آدمهایی که دارند میروند ، میخواهم برگردم . آدمها همیشه درحال رفتن هستند . مردم فکر میکنند آدمها درحال رفت و برگشت هستند. ولی من اینطور فکر نمیکنم. برگشتی در کار نیست ؛ فقط رفتن است . دنیا پر از رفتن است و هیچ بازگشتی نیست.
#انتهایپاراگراف - #ولیعهد
[کتابـخـانهےجیبـی]
-
تو یه استکانم سرد و گرم کنی تَرَک میبینه
دل آدمیزاد که دیگه جای خود داره..!(':
#دیالوگ