دعای عصر غیبت
باهم زمزمه کنیم
أللّهمّ عرِّفنی نفسَکَ فإنَّکَ أن لَم تُعَرِّفنی نفسَکَ لَم أعرِف نَبیَّکَ
أللّهمَّ عرَّفنی رسولَکَ فانَّک أن لَم تُعَرِّفنی رسولَکَ لَم أعرِف حُجَّتَکَ
أللّهمَّ عرِّفنی حجّتَکَ، فإنَّکَ أن لَم تُعَرِّفنی حُجَتَّکَ ضَلَلتُ عَن دینی ؛
اصول کافي،ج1،ص337
بحق صلوات برمحمدوال محمد
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
#کربلا خاطرات تلخی داشت
ساربان را نمی بری از یاد
تا قیام ِ قیامت آقاجان
#خیزران را نمی بری از یاد😭
فرا رسیدن #شهادت_امام_سجاد(ع) تسلیت باد.
#سید_الساجدبن
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
4_5987877287633092884.mp3
2.3M
🔳 #شهادت_امام_سجاد (ع)
🌴امشب گرفته دعام
🌴راهی عرش خدام
🎤 #میرداماد
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
مدتها بود بہ خوابم نیامدہ بود😔
دیشب قسمش دادم بہ #شهید_حججی🙏
همون دیشب حسین بہ خوابم اومد. تا دیدمش شروع ڪردم سؤال ڪردن
گفتم: ڪجایے
✅ در محضر #سید_الشهدا
یہ ڪم ساڪت شد
✅ گفت: جز #شهادت هیچے بہ دردم نخورد.
پرسیدم: #نماز_شب ؟
✅ براے #رضاے_خدا نبود... میدونے فقط چیزے پذیرفتہ میشہ ڪہ فقط و فقط براے رضاے خدا باشہ
گفتم: #هیئت رفتن هات؟
✅ ڪامل براے رضاے خدا نبود.
دیگہ نگذاشت چیزے بپرسم، خودش ادامہ داد ڪه:
🔸شهادت من رو برد بالا
🔸اگہ شهید نمیشدم، دست خالے بودم
🔸خیلے ڪار دارم، اگہ میمردم بدبخت میشدم
🔸 نفس ڪشیدن هم باید براے رضاے خدا باشہ
بہ سختے صحبت میڪرد، انگار اجازہ صحبت ڪردن نداشت. دوبارہ تأڪید ڪرد:
🔸 جز شهادتم هیچے بہ دردم نخورد، اعمال دیگم براے دل خودم بود
آخرش هم گفت:
🔶خیلے زود دیر میشہ
بهش گفتم حسین جان سفارش منم بڪن.
خندید
هیچے نگفت
رفت
⚛ راوی: همسر شهید مدافع حرم #حسین_محرابے
#اخلاص
#حسین_محرابے
#شهید_خنده
التماس دعا
هدیه کنیم صلواتی نثارارواح مطهرشان
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
لحظهای باشهدا
برش هایی از کتاب 📚پرواز بغداد بهشت مروری بر خاطرات سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی کتاب منتخب سال پاسدا
برش هایی از کتاب 📚پرواز بغداد بهشت مروری بر خاطرات سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
کلام گوهربار حاج قاسم
نقش شهید حسن باقری در عملیات الی بیت المقدس
💎💎💎👇👇👇
در اواخر جنگ وقتی مقام معظّم رهبری مدظلهالعالی به تیپ و لشکرها تشریف میآوردند، شب را همانجا میماندند. با فرماندهان گفتوگو میکردند و به ابهاماتی که در ذهن فرماندهان در سطوح مختلف بود و مطرح میشد، پاسخ میدادند. این جلسات، جلسات با جسارتی بود که ایشان شرایطش را برای فرماندهان فراهم میکردند تا همه حرف بزنند. وقتی ایشان به لشکر ما تشریف آوردند در حین جلسه یک بحثی در مورد ارتش و سپاه پیش آمد. ایشان یک خاطرهای تعریف کردنـد و فرمودند:
«من نمایندۀ امام در شورای عالی دفاع بودم - زمانی که ایشان به جبهه تشریف آورده بودند – بنیصدر فرماندۀ کل قوا بود. بنا بود برای شکستن محاصرۀ سوسنگرد طرحی انجام بشود؛ ارتشیها و سپاهیها آنجا جمع بودند که پیرامون این طرح صحبت بشود. من بودم و بنیصدر و شهید چمران. بنیصدر مدیر جلسه بود، من هم نشسته بودم. برادران ارتشی بلند شدند؛ یک سرهنگی بلند شد طرح خودش را توضیح داد. نوبت به سپـاهیها رسید. من نگاه کردم ببینم این سپاهی کیست؟! دیدم یک جوان لاغراندام ژِندهپوشی که یک اورکت گشادی تنش بود، بلند شد. همینکه بلند شد من قلبم یهو ریخت پائین. گفتم: «الا نه که این خراب کنه! و بنیصدر با خباثتی که نسبت به سپاهیها دارد اینها را سرزنش کند.» فرمودند: «او رفت پای نقشه، شروع کرد حرف زدن. همینجور که حرف میزد من از خوشحالی قد میکشیدم و بنیصدر با همۀ خباثتش گفت: احسنت، آن شخص حسن باقری بود.»
این جوان اُعجوبهای بود من چند صحنه از او دیدم؛ یکی در عملیات الیبیتالمقدّس، یکی هم در عملیات رمضان که بعد هم فرصت نشد و شهید شد؛ تا آخر هم صدمۀ شهادت او در کل جنگ وجود داشت و خیلیهایی که شهید شدند جایگزینی مثل آنها نبود، نه همّت، نه حسن، نه خرازی و نه در دوران امروز خودمان احمد کاظمی. آنها واقعاً بینظیر بودند. در آن دوره خدا برای امام اینها را خلق کرده بود، مالکهایی که بهتعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام وقتیکه مالک شهید شد آن عبارتهای بلند را گفت که من بعد از ارتحال پیغمبرصلیاللهعلیهوآلهوسلم تصمیم گرفته بودم هیچ غمی مرا غمگین نکند اما غم شهادت مالک مرا به یاد ارتحال پیغمبر انداخت:
«وَ مَا مَالِكٌ؟ وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ من جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً وَ لَوْ كَانَ حَجَراً لَكَانَ صَلْداً أَمَّا وَ اللهُ لَیَهدِنُ مَوتُکَ عَالِماً وَ لیَفرَحنَ عَالِماً. عَلَی مِثلِ مَالِکُ فَلیَبکَ البَوَاکِیَ وَ هَل موجُود کَمَالِک؟ میدانی مالک چه کسی بود؟ اگر از کوه بود، قلّه بلند آن بود (که مرغی بر فراز آن به پرواز درنمیآمد) و اگر از سنگ بود، سنگی سخت بود. مرگ تو ای مالک جهانی را غمگین و جهانی دیگر را شادمان ساخت. بر مثل مالک باید گریه کنندگان بگریند. آیا نظیر مالک وجود دارد؟»
این افراد بینظیر بودند. این طرح که انجام گرفت و ما فقط میرویم، شلمچه را میبینیم و برمیگردیم از سه محور دُبّحردان، حمیدیه و دارخوین شروع شد و تا مرز بینالمللی و شلمچه ادامه داشت و چنین سرزمینی با این وسعت زیاد در این عملیات آزاد شد.
بیست سال دیگر هم کسی بیاید بررسی کند جزء نادرترین طرحهایی بود که بهدلیل آن اتصال الهی که وجود داشت، خداوند عنایتش را بر ما نازل میکرد و این مشکلها مرتفع میشد، واقعاً همین نکتۀ برجسته ما بود.
ادامه دارد...
@nasimintezar_نسیم_انتظار_حجت_الاسلام_دارستانی.mp3
5.26M
🏴 شب دوازدهم محرم
روضهجانسوزامامسجاد(ع)
#حمید_علیمی
#حجتالاسلامدارستانی
روضه جانسوز _شهادت امام سجاد علیه السلام _استاد حجت الاسلام میرزامحمدی.mp3
2.64M
🍂✨#السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
#استاد_میرزا_محمدی
🌾▪️🌾#روضه امام سجاد علیه السلام
🥀▪️🥀#امام_سجاد سلام الله علیه
🏴#شب_دوازدهم