🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
از دل همین «هیچ»، موجودی به اسم Gaia به وجود اومد؛ یعنی خودِ زمین. گایا تنها بود، پس تصمیم گرفت برا
از این دو تا، بچههایی به دنیا اومدن… موجودات عظیم، عجیب و قدرتمند که بعدها بهشون گفتن تایتانها.
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
از این دو تا، بچههایی به دنیا اومدن… موجودات عظیم، عجیب و قدرتمند که بعدها بهشون گفتن تایتانها.
اما اورانوس پدر چندان مهربانی نبود. بعضی از فرزندانش آنقدر عجیب و ترسناک بودند که از دیدنشان وحشت میکرد. برای همین آنها را در اعماق زمین زندانی کرد.
گایا خشمگین شد.
خیلی خشمگین.
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
اما اورانوس پدر چندان مهربانی نبود. بعضی از فرزندانش آنقدر عجیب و ترسناک بودند که از دیدنشان وحشت م
آنقدر خشمگین که از فلزی خاکستری داسی ساخت و از فرزندانش خواست علیه پدرشان قیام کنند.
همه ترسیدند.
همه جز کوچکترین تایتان: Cronus.
کرونوس داس را برداشت و در تاریکی منتظر ماند.
وقتی اورانوس برای در آغوش گرفتن گایا فرود آمد، کرونوس از کمین بیرون پرید و پدرش را سرنگون کرد.
و اینگونه نخستین پادشاه جهان شد.
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
آنقدر خشمگین که از فلزی خاکستری داسی ساخت و از فرزندانش خواست علیه پدرشان قیام کنند. همه ترسیدند.
فعلا تا همینجا طلبتون بقیش رو بعدا میگم 🙂↔️
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
به ظاهر خنده بر لبها ولی باطن پر از غمها گهی خوابیده در ظاهر ولی از دل چو شبگیرم ✨
نمی ماند دمی ثابت نه گریانی نه شادانی
الا روح الغزل آری پر از تغییر و تغییرم
#پایان
✨
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
آنقدر خشمگین که از فلزی خاکستری داسی ساخت و از فرزندانش خواست علیه پدرشان قیام کنند. همه ترسیدند.
کرونوس روی تخت قدرت نشست، ولی قدرت که بهش رسید یه پیشگویی شنید:
یکی از بچههات قراره دقیقاً همون بلایی رو سرت بیاره که تو سر پدرت آوردی.
کرونوس برای فرار از سرنوشت، شروع کرد به خوردن بچههای خودش.
هر بچهای که از همسرش Rhea به دنیا میاومد… کرونوس میخوردش.
🍝 𝑳𝒂𝒔𝒂𝒈𝒏𝒂 | لــازانــیا ✨
کرونوس روی تخت قدرت نشست، ولی قدرت که بهش رسید یه پیشگویی شنید: یکی از بچههات قراره دقیقاً همون بلا
رئا از نسل نخست تایتانها بود و با برادرش کرونوس ازدواج کرد.
رئا برای نجات آخرین فرزندش نقشهای کشید که سرنوشت جهان خدایان را تغییر داد.