هیچوقت ذهنیتش رو درک نمیکنم و توی موقعیت باهاش بحث میکنم، ولی بعدا آرومآروم به حرفاش میرسم
اینکه با همه وجودت گریه کنی و زورزورکی درس بخونی هم یهجوریهها (راستش دوست داشتم امتحان کنم نمیدونم)
流れ星
اینکه با همه وجودت گریه کنی و زورزورکی درس بخونی هم یهجوریهها (راستش دوست داشتم امتحان کنم نمیدونم
وجود گاردین برات رگ به رگ شه چیشده.
流れ星
وجود گاردین برات رگ به رگ شه چیشده.
(میشینم برات یه دل سیر غر میزنم یهو، وایسا این حسابم تموم ش.)
流れ星
(میشینم برات یه دل سیر غر میزنم یهو، وایسا این حسابم تموم ش.)
زودباش غر بزن وگرنه من میام تورو میزن.
واقعا انقدر کار اشتباهیه که دلم برای اون جمع تنگ شه؟ شماها غصهی گذشتهتون رو نمیخورید یعنی؟
流れ星
هیچوقت ذهنیتش رو درک نمیکنم و توی موقعیت باهاش بحث میکنم، ولی بعدا آرومآروم به حرفاش میرسم
(ظاهر شد، بهم گل داد، الان خوشحالترترینم)
流れ星
واقعا انقدر کار اشتباهیه که دلم برای اون جمع تنگ شه؟ شماها غصهی گذشتهتون رو نمیخورید یعنی؟
کسی نیست که دلش برای گذشتهش تنگ نشه، حتی اگه موقعیتهای وحشتناکی رو از سر گذرونده باشیم خاصیت خاطرات اینن که وقتی بهشون فکر میکنم دلتنگ میشیم. ذهنمون معمولا احساساتمون نسبت به گذشته رو الک میکنه و فقط اون وایب خوب برامون باقی میمونه، اینم به این دلیله که ما داریم حالا رو زندگی میکنیم و نمیتونیم هیجاناتی که نسبت بهش داریم رو مرتب کنیم، اما وقتی به عقب نگاه میکنیم میتونیم از بیرون ببینیمش و برای همین دلتنگ چیزایی میشیم که شاید اون موقع داشتیم و الان نداریم. پس نه، کسی نیست که دلش برای گذشتهش تنگ نشه، اما مردم صرفا این موضوع رو به روی خودشون نمیارن.