ابرهای کاغذی .
در آن سوی سرمای کوه های مهآلود
به سوی دخمه های عمیق و مغاره های کهن
رهسپاریم پیش از دمیدن صبح
در طلب زری که از آن ماست،
و دیری است فراموشش کردهایم.
- هابیت
ابرهای کاغذی .
I find comfort in believing that
I haven't seen my best days yet.
Another reason to keep going .