Lena|لِنا
#دو_خط_خودمونی
ما آدمها خیلی وقتها
اونقدر درگیر «بعداً» میشیم که «الان» رو از دست میدیم
در حالی که زندگی، منتظر نسخهی کامل ما نمیمونه؛
همین روزهای معمولی، همون زندگی واقعیان 🌱
داشتم نماز زیارت میخوندم
حرم خلوت بودُ صدای گریه ی آهسته ی یه خانمی میومد
از صدا به نظر نمیرسید خیلی جوان سال باشن سجده که رفتم یکی اومد خم شدُ دم گوشم گفت میشه واسه همسرم دعا کنید؟ از سجده که بلند شدم دیدم کنار مُهرم چندتا شکلات ریخت و رفت.
حتی نموند تا ازش تشکر کنم بابت شکلات ها...