قبلا داستان فامیلیمو تعریف کرده بودم واسه بیبای اصلیم. ما فامیلیمون در اصل حسینی بوده (سادات نه) ولی شناسنامه جدمون سوخته و بعدش هرکدوم از بچه هاش یه چیز رندوم گذاشتن. بابابزرگم احمدی فندرسکی گذاشت، یکی از برادراش احمدی فر و یکی یچیز دیگه🙏🏼 خودمم نمیدونم چرا و چگونه. قدیم خیلی رندوم بودن
وای بیب فروپاشی مجازیه راحت باش. من چون بی حوصله خرید میکنم که فقط تموم شه خیلی این موضوع واسم پیش میاد که یهو میبینم اه توش راحت نیستم و فلان. یه نه بزرگ به خریو لباس دلم میخواد فقط دامن نخی و پیراهن گشاد بپوشم. شلواد گشاد و همه چیز گشاد