eitaa logo
لئو
144 دنبال‌کننده
398 عکس
11 ویدیو
0 فایل
آدم جالبی نیستم، شدیدا پرحرف هستم و بذله‌گو. اینجا خودمم. بدون فکر حرف می‌زنم، ادعایی‌ام ندارم، خود‌برتر‌بینی کجا بوده، اصلا من بد شما خوب. واقعا کی‌ اهمیت میده؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_jiizhc3&btn=26
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی خیلی وقته که دیگه زندگی حس عکس گرفتن نداره، درختا گم شدن، آسمون ابر نداره، آفتاب فقط می‌سوزونه و اذیت می‌کنه، دیوارا فقط فاصله میندازن، درا فقط باز و بسته میشن، پنجره‌ها جلوی باد رو میگیرن. انگار همه‌چیز فقط داره طبق روال عادی خودش پیش میره. زندگی واقعا کسل‌کننده‌ست. این وسطم اونی که نمیدونه چی‌کار داره با خودش و زندگیش می‌کنه منم. هیچی مزه نمیده، همه‌چی تکراریه و تاریک. خوابم من توی بیداری، شمع زندگی خاموش شده و کبریتا هم تموم شدن.
توی تحقیرکردن خودم کارم رودست نداره واقعا. دست مریزاد بهم.
شما چطوری فراموش می‌کنید و می‌گذرید؟ چرا پس من نمی‌تونم؟
میگم فراموشی اصلا برای آدمیزاده؟ آخه فراموشی نه با یه شب خوابیدن و صبح از خواب بیدار شدن اتفاق می‌افته و نه با خوردن چند تا قرص یا یه معجون شگفت‌انگیز. با ارتباط گرفتن با آدم‌های دیگه هم نمیشه. خودخواسته نیست یعنی.
نمی تونی یه شب بخوابی و قبل خواب با خودت عهد ببندی که اوکی از این لحظه به بعد حق نداری به فلان‌چیز یا فلانی فکر کنی و هرکی فکر کنه فلانه. پنج دقیقه نشده تو دقیقا همون چیزی هستی که گفتی.
فکر کنم هرچی بیشتر بخوای فراموش کنی خاطرات با سرعت و قدرت بیشتری کوبیده میشه به دیوار‌ه‌های مغزت. مگه اینکه آلزایمر بگیری که تو سن من تقریبا شبیه معجزه می‌مونه. پس هیچ راهی نیست یعنی؟
یه راهی هست، مثلا اونقدر فکر کنی اونقدر فکر کنی که دیوونه بشی تا با کمک دستگاه و اتصال یسری سیم کاری کنن به زور فراموش کنی. ولی من شک دارم حتی اون موقع هم کامل همه چی پاک بشه. چون همه چی که فقط تو ذهن نمی مونه، یه‌چیزایی‌ام ثبت میشه تو قلب و بدن‌مون.
گیرم اصلا از سرت افتاد، چجوری میخوای از دلت بیفته؟ راهکاری هم براش ندارم، یعنی با وجود این‌همه تجربه بازم راهی پیدا نکردم حقیقتا. حتی اگه با یه چیزی به شکل دیوانه وار خودت رو مشغول کنی هم چیزی عوض نمیشه.
میگن وقتی یاد آدمای گذشته افتادی به کار های بدی فکر کن که در حقت کردن، اون موقع بابت رفتارت به خودت حق میدی و راحت می تونی فراموششون کنی. باشه به کارای بدشون فکر می کنم ولی چجوری یادم بره کارهای خوبشون رو؟ چرا نمی تونم شبیه بقیه ی آدم‌ها باشم؟
چرا دارم بلندبلند فکر می‌کنم؟ اصلا فکر کردن به اینها چه سود و ثمری داره؟