eitaa logo
با من مدارا کن
222 دنبال‌کننده
518 عکس
14 ویدیو
0 فایل
خسته، خودخواه، بی شکیب. از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته‌اند. با من مدارا کن. بعدها دلت برایم تنگ می‌شود‌. اینجا دفترچه‌خاطراتمه. هیچ‌گونه ادعایی هم در هیچ‌باره‌ای ندارم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف می‌زدیم داشتم می‌گفتم شاید اصلا نباید امید داشته باشی که امیدت ناامید شه. شاد باشی که بعد غمگین شی. زنده باشی که بعد بمیری. چمیدونم. من که می‌گم به ابهامی که تو مسیر هست نمی‌صرفد. تو اگه مرده باشی که دیگه لازم نیست هی زرت‌وزپرت به این فکر کنی که از کجا آمده‌ای آمدنت بهر چه بود، به کجا می‌روی آخر ننمایی وطنت. بعد می‌گن چته چرا همش غمگینی. خب خوشحال باشم که بعدش یهو غم شکل یه اژدهای‌بی‌شاخ‌و‌دم آتیش بکشه تو صورتم و پرتاب کنه تو دره‌ی مرگ؟ مرسی ممنون ترجیح می‌دم یک انسان غمگین بی‌عاطفه‌ی به‌درد‌نخور بمونم وا. امید داشتنم که خداروشکر شبیه این می‌مونه طنابو بندازی دور گردنت و منتظر بمونی یکی بیاد تق، بزنه زیر صندلی زیر و پات و ناامیدت کنه و تمام. گل، گل، باز می‌شه دروازه‌ی برزخ به روی این بازیکن.
حوصله‌ام سر رفته، مرا بکشید.
صدایش بی‌آنکه پاسخی دریابد، در وسعت بی‌رحم دریا محو می‌شود. خاموش نیست، حتی گنگ هم نیست. فقط زبانش با جهان اطرافش بیگانه است. اصلا شاید تنهایی همین باشد، همین بیگانگی خاموش. اینکه هیچ گوش آشنایی در جهان نباشد که حرف‌هایت را به معنای خود بازگرداند. و چه عجیب است، چه عجیب است که گاهی آدم، نه از نبودن دیگری، که از نرسیدن خودش خسته می‌شود. از آن‌همه صدا که از نای جان برمی‌خیزد و پیش از آنکه به جایی برسد، در فاصله‌ای نامرئی فرو می‌ریزد. انگار جهان گوش دارد، اما شنیدن نمی‌داند. درمورد نهنگ داشتم حرف می‌زدم؟ خب، چه فرقی می‌کند آدم باشی یا نهنگ، وقتی دست آخر هر دو می‌فهمند صدایی که سال‌ها از ژرفای جان سر داده‌اند، برای این جهان چیزی جز ارتعاشی مبهم نبوده؟ چیزی که از کنار گوش‌ها گذشته، بی‌آنکه در خاطره‌ای لنگر بیندازد...
منو سوزوندن و از خاکسترم توقع دارن که گرمشون کنه.
من دستم به ماه رسید و ازم گرفتنش، بعد اینا منو با ستاره‌ تهدید می‌کنن.
سیگار را بر لب می‌گذارم؟ نه نه. من سیگاری نیستم. عوضش سیگار را روشن می‌کنم، می‌گذارمش را بسوزد. سرم را می‌گیرم روی دودی که بلند می‌شود، بوی درد می‌دهد، بوی گس غم، بوی گند عادت. راستی سیگار چه گران شده، پول خون پدرم است، پول کلیه‌های برادرم. سیگار. چه لفظ غریبی، چون من که سیگاری نیستم. ولی مگر بابا باورش می‌شود که من سیگار نمی‌کشم؟ می‌گوید بوی دود می‌دهی دخترک دربه‌درشده. بیچاره بابا، بیچاره بابا که نمی‌داند دخترکش کجای جهان ایستاده‌. بیچاره بابا که نمی‌داند من واقعا که هستم. مگر خودم می‌دانم؟
قیچی را لابه‌لای موها گذاشته و بی‌واهمه بالا و پایینش می‌کند.
نگرانی بدترین حس دنیاست و تا همیشه بدترینش می‌مونه.