eitaa logo
با من مدارا کن
238 دنبال‌کننده
537 عکس
14 ویدیو
0 فایل
خسته، خودخواه، بی شکیب. از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته‌اند. با من مدارا کن. بعدها دلت برایم تنگ می‌شود‌. اینجا دفترچه‌خاطراتمه. هیچ‌گونه ادعایی هم در هیچ‌باره‌ای ندارم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
پرتم من دقیقا وسط سیاهچاله‌ی عمیق افکار بی سرو ته ادامه دار.
بچه‌م رفته کتابخونه درس بخونه بچه‌ش تو کتابخونه:
والیبال اینطوریه که همون یه پوئن، می‌تونه نتیجه‌ی بازیو کلا زیرورو کنه.
زندگی همین الانشم کوتاهه، چرا نمیای کوتاه‌ترش کنیم؟
توافق چی، ماست چی، کشک چی، دوغ چی، چیمیگی.
روزگاری هم بود که چشم‌هایم دریچه بودند به سوی جهان رنگارنگ امید اما اکنون؟ گویی پرده‌ای از جنس تاریکی حسرت بر روی آن کشیده‌اند. لب‌هایم که روزی سرچشمه‌ی خنده و نشاط بودند و اکنون؟ خشک‌ترین دریاچه‌های روحم. دست‌هایم؟ دستانی که شوق نوازش موهای‌تو را داشت و اکنون؟ مانند برگ‌های خشکیده‌ی تنه‌ی بی‌جانم بر پهلو افتاده‌اند. و قلبم؟قلبی که روزی خانه‌ی تو بود و اکنون؟ جز آن عنکبوت‌ها و تارهایشان منظره‌ای نیست. بله، سخت است تماشای این جسم‌بی‌روح و یادگار قدیمی که روزی سرشار بود از شور و زندگی. اما چرا عزیزکم؟ چرا نمی‌آیی و در این روح‌ نمیدمی و جان‌تازه به آن نمیبخشی؟ این تن خفته به صداهای غیر از تو غریبی میکند. فقط تو را میخواهد عزیز من. تو هم نامردی نکن. بیا که شاید این تن‌ به شوق تو هم که شده از این خواب خستگی برخیزد و طعم زندگی را دوباره بچشد. اما تا آن‌روز،تو،عزیز قلب کوچک من، تبدیل به تنها دلیل شوقم بر ادامه‌ی زندگی شدی. تو را سپاس و بدان که باشی یا نباشی، هیچ‌گاه فراموشت نخواهم کرد، هیچ‌گاه.
همه چرت می‌گفتند، نجات‌دهنده‌ی واقعی کنج کتاب‌خانه‌ی قدیمی بود.