𝖳𝗐𝗂𝗌𝗍𝖾𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍𝗌
موران خیلی شبیه یکیه، ولی نمیدونم کی.
با تشکر از سیما، فهمیدم کی
مثل سگ خوشحالم صرفا چون چیزی که مال خودم بوده رو موقتا از یه توله کفتر پس گرفتم.
و تهش وقتی همین توله کفتر میاد کنارم میشینه و میگه "هر وقت کارت تموم شد، هدفونتو میدی بهم؟ مال خودم شارژ نداره." بازیمو قطع میکنم و برای ۱۹۱۸۷۱۶۱امین بار بهش میدمش.
هدفونم واسه تو. دستههام و کامپیوتر و لپتاپم واسه تو. اصلا گوشیمو بگیر بازی کن من که از تکنولوژی متنفرم. فدای لبخندت بشم الهی، ببخشید که نمیگیرمت بغلم فشارت بدم.
ببخشید؟! نصف حافظهی تمام دیوایسهای منو ملکهت پر کرده، کالکشن مجلههامو پاره کرده، توی کتابام نقاشی کشیده، ذخایر بستنی زعفرونیمو تموم میکنه، شنواییمو دچار اختلال کرده، ماگ موردعلاقهمو شکسته، کمر برام نذاشته، پنکیکایی که برای خودم درست میکنم رو میخوره، از کلاههام به عنوان تخت خواب عروسکاش و از اسکیت بردم به عنوان آمبولانسشون استفاده میکنه، سیم دستههای بازیمو پاره کرده، همیشه توی ماشین دریچهی کولر به سمتشه، آخرین قاچ پیتزا مال اونه، کیک تولدم با طعم موردعلاقهی اونه، آهنگی که موقع رانندگی پلی میکنم رو اون انتخاب میکنه، هر کدوم از اکسسوریهامو که بخواد بر میداره و حتی اگر خودم هم میخواستم بپوشمش نمیفهمه، از اون جایی که از عطر خوشش نمیاد من هیچ وقت کنارش عطر سنگین نمیزنم، خوشبوکنندهی هوای اتاقمو اون انتخاب میکنه، تصمیم این که قراره جایی بریم یا نریم با اونه، سفارش من توی رستوران معمولا با مال اون یکیه چون میخوام اگر دلش خواست بازم داشته باشه مال خودمو بهش بدم، لیترالی تنها کسیه که هر روز بغلش میکنم، همیشه برای حرفاش حوصله دارم، حاضرم هر چیزی که متوجه نمیشه رو هر چند بار که لازم باشه براش توضیح بدم، نوشیدنیای که توی لیوان اون میریزم همیشه بیشتره، هیچ وقت بدون اون غذاهای مورد علاقهشو نمیخورم و دهها کار دیگه.
𝖳𝗐𝗂𝗌𝗍𝖾𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍𝗌
ببخشید؟! نصف حافظهی تمام دیوایسهای منو ملکهت پر کرده، کالکشن مجلههامو پاره کرده، توی کتابام نقاش
وای ضحی کاملا مایکرفته:))))))