تا من میام دیدمو نسبت به یه گروهی از آدما درست کنم و بگم "نه ضحی، آدم درست حسابی هم بینشون هست" باز یه نمایندهی جدید ازشون به پارلمان زندگیم ورود میکنه و اعصابمو خطخطی.
+ ضحی؟
- من آمادهام، منتظر شمام.
+ نه، اینو کاری ندارم.
+ میخواستم اگه در حال تیکتاک گرفتنی بیام خرابش کنم.