من داشتمت. از دست دادمت. تنهات گذاشتم. خودم انجامش دادم. میدونمش. پس چرا رهام کردی؟ لیاقت من چیزی بدتر از این حرفا بود، بدتر از این اشکها. چرا عذابم نمیدی؟ چرا به حال خودم ولم کردی؟ من کُشتمت. دلم برات تنگ شده. تنها چیزی که من رو به تو وصل میکنه عذابه. ازم دریغش نکن.
𝖳𝗐𝗂𝗌𝗍𝖾𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍𝗌
دنیا زیر پاهامونه، میبینی؟ انگار که جاذبه دیگه یه کمیت فیزیکی نیست، جاذبه از انگشتهامون میباره.