بهم بگو قوز نکنم، قول میدم صاف بشینم. بهم بگو پا شم، قول میدم بیام وسط زمین، شده بشینم کنارت. از توی تخت بکشم بیرون، قول میدم بیدار بشم. میذارم کولم کنی و مثل احمقا توی راهرو راه بری. باهات میام زیر آفتاب میشینم. بیا از توی این خلا بِکِشَم بیرون. دلم برات تنگ شده.