" + برام Golden Hour میخونی؟
× چی باعث شد یهو از رو جک قاتل بپری رو این؟
+ هیچی.
× گاها فکر میکنم به جای قلب، یه یاقوت سرخ تو سینه داری.
+ ... ممنونم، مادر مقدس، ماریا."
- اوایل ترم دوم سال هفتم، روی مبل گوشهی کافهی مدرسه با همون دفتر قرمز و رواننویسِ همیشگی.
My Lord, may you keep my beloved under a close eyes and kept beneath the divine shadow of your almighty love.