اومد توی آشپزخونه، دم در وایساد. یه نگاهی به ظرف حاوی تن کرد، یه نگاهی به هویجای رنده شده و بعدم به برنجِ درحال قلقل. آخر سر هم به من. "سوشی درست میکنی؟"
داخل لپم رو گاز گرفتم که نخندم.
"بهت افتخار میکنم، نیسان یا هرچی. به هدفت رسیدی، منتهی حرف "س"ی اون وسطو باید حذف کنی."