مهمون مذهبیمون نشسته بود کنار نارسیساخانم، منم گوشیمو روی ویدیوی اون خانمه که دربارهی انیمهها نظر میداد استپ کرده بودم. دستم خورد روی اسکرین گوشی و هیچی دیگه، یهو توی سکوت خونه، جملهی "من برام مهم نیست شما چی فکر میکنید، کنما و دوستپسرِ گِیش." با بلندترین صدای ممکن اکو شد.