نجلا، نور خورشید به مجسمهی سنگی فرشته میتابه. آسمون آبیه و صدای آواز پرندهها شنیده میشه. فضای دور مجسمه کاملا سبز به چشم میاد و من طوری روی لبهی بالکن نشستم که انگار جاذبه یه بازیه. روز تو چطور میگذره، دوست من؟
هدایت شده از موشافند وطنپرست
"I never see. I never know. Oh heart, and then it falls, and then I fall, and then I know."