هدایت شده از cıty ᥆f stαrs
وای بچها من شمارهمو فرستادم برای ضحی و بهش گفتم که سیو کنه، و دو دقیقه بعد گوشیم زنگخورد و یه آدم خیلی پرانرژی اینجوری بود که "بترررس ازم" و من اینجوری بودم که چی؟ و ضحی شروع کرد خندیدن و واقعا "ضحی تووویی؟" و بازم خندید(مطمئنم ضحی تریاکیه) و گفت "بتررس ازم چون من ترسناکم، ولی درواقع زنگ زده بودم که شمارهم بیوفتهبرات". منم بهش گفتم که وای ضحی عاشقتم، و همونجور که میدونین ضحی گفت "به بهاره میگم که سرتو از تنت جدا کنه، ولی سر و تن مینیونهارو نمیشه تشخیص داد" و ببخشید ولی میخواستم تعریف کنم که این بامزهترین ریاکشن جهان به شمارهم بود ممنون که وجود داری ضحیِ احمق