eitaa logo
♡☆𝓫𝓸𝓸𝓴 𝓬𝓵𝓾𝓫☆♡
47 دنبال‌کننده
25 عکس
10 ویدیو
71 فایل
اینجا ساخته شده برای کسایی که خیلی کتاب دوست دارند و میخونند💫 در اینجا میتونید pdf کتاب هایی رو که تا الان نخوندید رو پیدا کنید🤩پس هرچه زودتر عضو شو تا این pdf های کتاب رو از دست ندی☆ تاریخ ساخت کانال:۱۴۰۵/۳/۹💫 زود باش عضو شو تا گممون نکردی❣
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن شاعران مرده.pdf
حجم: 1.8M
نظر شخصی: با این کتاب قدر لحظه‌های زندگیمون رو می‌فهمیم.. می‌فهمیم که ما فقط یک بار زندگی میکنم و باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا برای خودمون زندگی کنیم نه دیگران.. پایان داستان واقعا غیر منتظره هست و من اصلا فکرش رو هم نمیکردم. این کتاب از خط اول خواننده رو جذب میکنه و حتی ممکنه یه روزه تمومش کنید از بس جذابه... – ژانر : ادبی BOOK
سلام به رفقای کتاب! اینجا جاییه که فقط کتاب معرفی نمی‌کنیم، بلکه با هم توی دل داستان‌ها سفر می‌کنیم. بیا با هم کتاب بخونیم، تجربه‌هامون رو به اشتراک بذاریم و درباره هر صفحه‌ای که می‌خونیم گپ بزنیم. اگه دنبال یه دوست برای چرخیدن توی دنیای کلمات هستی، اینجا جای خودته! ☕️📚 پس تو هم اگه مثل من عاشق کتابی اینجارو از دست نده📖 https://eitaa.com/linkdudbdjed
(@ocbooks) هنر و زیبایی در قرون وسطی.pdf
حجم: 3.4M
هنر و زیبایی در قرون وسطی - اومبرتو «هنر و زیبایی در قرون وسطی» اثر اومبرتو اکو، بررسی عمیق و فلسفی از زیبایی‌شناسی در دوران قرون وسطی است که تلاقی هنر، زیبایی و آرمان‌های فلسفی آن زمان را بررسی می‌کند. این کتاب که در ابتدا در سال 1959 منتشر شد، نتیجه تعامل عمیق اکو با فرهنگ و اندیشه قرون وسطایی است و پیش از آنکه او به عنوان یک رمان‌نویس مشهور شود، نمایانگر شیفتگی اولیه‌اش به نشانه‌شناسی، فلسفه و زیبایی‌شناسی است. ‌‌‌‌‌‌‌
هنر برقراری ارتباط (2).pdf
حجم: 1.6M
کتاب📚: هنر برقراری ارتباط نویسنده: تیچ نات هان توضیحات کتاب: این کتاب به بررسی مفهوم تنهایی و نیاز انسان به برقراری ارتباط می‌پردازد و مسیر ورود به دنیای پیچیده ارتباط میان انسان‌ها را نشان می‌دهد.
شامل توصیه‌های عملی بسیاری است که به شما کمک می‌کند از تنبلی جلوگیری کنید و در زمان کمتر کارهای بیشتری انجام دهید.
ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت.zip
حجم: 17.9M
کتاب : ما دروغگو بودیم نویسنده : امیلی لاک هارت بزرگترین راز زندگیتون چیه؟ همه چیز خیلی خوب بود، ما خانواده ای پولدار و شاد بودیم که هیچ چیزی در دنیا نمیتونست آزارشون بده و لبخند رو از لباشون پاک کنه هرسال تابستون، کل خانواده در جزیره‌ی شخصی پدربزرگ جمع میشدیم موج سواری میکردیم، پیکنیک میرفتیم و  از تعطیلاتمون لذت میبردیم.. من(کیدنس)، مرین، جانی و گت چهارتایی کل روزمون رو باهم میگذروندیم کم کم من و گت عاشق همدیگه شدیم.. عاشق گونه های برجسته و پوست شکلاتیش شدم، عاشق حالت چشماش وقتی بهم نگاه میکرد شدم.. زندگی ادامه داشت تا اینکه دنیا تصمیم گرفت باهام بازی کنه یک شب تنهایی برای شنا به ساحل رفتم، ولی موقع شنا سرم به صخره ها کوبیده شده بود و وقتی پیدام کردن بیهوش و لخت بودم.. وقتی بهوش اومدم هیچ چیزی از اون شب یادم نبود، یادم نمیومد اون وقت شب چرا برای شنا رفتم یا چرا مرین، جانی یا حتی گت کنارم نبودن BOOK.
چه گذشته است....؟💔
بچه هاااا ۳۰ تایی مبارککککک🎉🎉🎊🎊🎊🎊