هدایت شده از تکههاییازیکمنسجم
همیشه وقتی یک قدم باهاش فاصله دارم سقوط میکنم
هدایت شده از قِید
من باز به هم ریختم و میدونید چرا ؟
چون اون شبیهش بود
بی نهایت شبیه
هدایت شده از [دُشمݩِعزیز]
We lost the summer.
We could never possibly find
a way to deal with goodbyes.
لبه پرتگاه نشستم
همه چیز فرو میریزه
من اما با تنها توانی که برام مونده چشمام رو باز نگه میدارم تا بتونم غروب امروز رو هم ببینم
متاسفم که آدم مناسبی نبودم