eitaa logo
شهادت زیباسـت
82.6هزار دنبال‌کننده
15.6هزار عکس
4.1هزار ویدیو
29 فایل
🔰امروز فضیلت زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از #شهادت نیست (مقام‌معظم‌رهبری) تبلیغات پربازده👇🏿 https://eitaa.com/joinchat/1455685646C75c4db7174 جهت ارتباط👇🏻 @Ad_shahadatzibast
مشاهده در ایتا
دانلود
روحانی 👳‍♀گردانمان بود. روشش این بود که بعد از نماز حدیثی از معصومین نقل می‌کرد و درباره ی آن توضیح می‌داد.📿 پیدا بود این اولین باری است که به صورت تبلیغی رزمی به جبهه آمده است😌 والا شاید بی‌گدار به آب نمی زد و هوس نمی کرد بچه‌ها را امتحان کند؛ آن هم بچه های این گردان را که تبعیدگاه بود؛ آمد بگوید: «بچه ها! النظافه من الایمان و …؟» بچه‌ها در عین ناباوری اش گفتند: «حاج آقا والکثافه من الشیطان».😐😂😐😂😐 فکر می کرد لابد می گویند حاج آقا «والْ» ندارد، یا هاج و واج می‌مانند و او با قیافه حکیمانه‌ای می‌گوید: «ای بی‌سوادها بقیه ندارد. حدیث همین است».😒😒😒 با این وصف حاجی کم نیاورد و گفت: «حالا اگر گفتید این حدیث مال کیه؟» بچه‌ها فی الفور گفتند: «نصفش حدیث نبوی است، نصف دیگرش از قیس بن اکبر سیاه»😄🤣 🍃💟 @loveshohada28
اولین عملیاتی بود که شرکت می‌کردم.😰 بس که گفته بودند ممکن است موقع حرکت به سوی مواضع دشمن، در دل شب عراقی‌ها بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بکنند، دچار وهم و ترس شده بودم.😣😣😣😣 ساکت و بی صدا در یک ستون طولانی که مثل مار در دشتی می‌خزید جلو می‌رفتیم. جایی نشستیم. یک موقع دیدم یک نفر کنار دستم نشسته و نفس نفس می‌زند.😳 کم مانده بود از ترس سکته کنم.😱 فهمیدم که همان عراقی سرپران است. 😤تا دست طرف رفت بالا معطل نکردم با قنداق سلاحم محکم کوبیدم توی پهلویش و فرار را بر قرار ترجیح دادم.😁🏃🏃🏃 لحظاتی بعد عملیات شروع شد. روز بعد در خط بودیم که فرمانده گروهان مان گفت: «دیشب اتفاق عجیبی افتاده، معلوم نیست کدام شیر پاک خورده‌ای به پهلوی فرمانده گردان کوبیده که همان اول بسم الله دنده هایش خرد و روانه بیمارستان شده.»😱😱😱😤😤😡 از ترس صدایش را در نیاوردم که آن شیر پاک خورده من بوده ام.😂😶😰😨 🍃💟 @loveshohada28
🌷سرکار گذاشتن فرمانده های لشکر🌷 توی پادگان ابوذر یک خط FX 📞داشتیم که اصلش توی مخابرات بود یک خطش را هم پارالل کرده بودن به اتاق ما که گوشی اش شماره گیر نداشت☹️ یکبار که انجا بودیم رضا دستواره،که شوخی و شیطنت هایش زبانزد بود😜 بدون مقدمه گفت میخواین با همین گوشی براتون شماره بگیرم؟؟عباس کریمی گفت مگه میشه؟😳رضا گفت یه قلقی داره که با اون میتونی شماره بگیری😁 عباس گفت چه قلقی؟؟گفت وقتی گوشیو برمیداری یه تقّی میکنه که باهمین میشه شماره گرفت😌 حالا چجوری؟هر تقّه یعنی یه شماره مثلا اگه شماره هات هشت باشن باید هشت تا تق بزنی الی اخر😉 همه داشتیم باور میکردیم جالب اینکه امتحان کرد و شماره ۱۱۹ را گرفت 😳😕 بعد به عباس گفت عباس شماره تو بده تابرات بگیرم😝 عباس هم شماره تلفن خواهرش را داد رضا با چندتا تق گرفت و هی میگفت الو الو صدا خیلی ضعیفه شما صدای منو میشنوین😩😫 بعد گوشیو داد عباس،عباس الو الو کرد اما صدا نمی امد رضا گفت باید داد بزنی🙃 عباس هم شروع کرد به داد زدن 😟که یهو رضا خندید همه فهمیدیم سرکاریه😐 حالا نخند کی بخند😂😂 در همین حین تلفن زنگ زد رضا رفت گوشیو برداشت گفت حاج همت با تو کار دارن ☺️همت گفت من با کسی کار ندارم گوشیو بذار بچه جون رضا🤗 گفت حاجی بجون خودم راست میگم طرف میگه کار واجب دارم☹️ همت گفت خیال کردی میتونی منم مثل عباس سرکار بذاری؟😬نه حنات پیش من رنگ نداره😎😎 رفتم گوشیو از دست رضا گرفتم دیدم اره راست میگه گفتم حاجی بیا از قرارگاه نجف است 😦 حاج همت گفت شماها چی خیال کردین؟😒یعنی من اینقدر ساده که باور کنم؟😏 انقدر التماسش😢 کردیم تا اومد وقتی دید راسته😱 گفت چرا از اول نگفتین 😡مگه لال هسین😐😂 📎راوی:سعید معتمدی 📚منبع:کتاب برای خدا مخلص بود 🍃💟 @loveshohada28
‍ ‍ 😄اصطلاحات طنز جبهه😂 🌾لاله زار= میدان مین 🏚کله پز=سنگرساز 👀چشم چران=دیده بان 🍚ترکش پلو=عدس پلو 📿ایستگاه بدنسازی=ایستگاه صلواتی 🍚اوشین پلو= برنج سفید بدون مخلفات 👞ایران تایر=پوتینهای بسیجی 👕ایران گونی=شلوار و اورکت بسیجی ساخت وطن 🌙پا لگدکن=نماز شب خوان 🚑آدمکش گردان=امدادگر 💐🎋💐🎋💐🎋💐🎋 شهادت زیباست @loveshohada28
بين نماز ظهر 📿و عصر كمي حرف زد. قرار بود فعلاً‌ خودش بماند و بقيه را بفرستند خط. توجيه‌هاش كه تمام شد و بلند شد كه برود،🚶 همه دنبالش راه افتادند. او هم شروع كرد به دويدن🏃 و جمعيت به دنبالش. آخر رفت توي يكي از ساختمان‌هاي🏠 دوكوهه قايم شد و ما جلوي در را گرفتيم. 😏 پيرمرد 🎅شصت ساله ای بود، ولي مثل بچه‌ها بهانه مي‌گرفت كه «بايد حاجي رو ببينم. يه كاري دارم باهاش. » 😢 مي‌گفتيم «به ما بگو كار تو،‌ ما انجام بديم.» 😊 مي‌گفت «نه. نمي‌شه. دلم آروم نميشه. خودم بايد ببينمش.»😭 به احترام موهاي سفيدش گفتيم «بفرما! حاجي توي اون اتاقه.» 😊😊 حاجي را بغل گرفته بود و گونه‌هاش را مي‌بوسيد. 😘😍بعد انگار بخواهد دل ما را بسوزاند، برگشت گفت «اين كارو مي‌گفتم. حالا شما چه‌ جوري مي‌خواستين به جاي من انجامش بدين؟»😐😳😅😂😂 🍃💟 @loveshohada28 ڪـــــانالمــــون🌺☝️
امبولانسی مدرن و فوق پیشرفته😐😂 🍃💟 @loveshohada28
همیشه یکی هست که عکساتو خراب کنه....😐😂😢🤦‍♂ این لوسبازی های جلو دوربین از جبهه شروع شد...😐😂 🍃💟 @loveshohada28
اخه چند دفعه بگیم بچه رو با پدرش تنها نذارین....😐😂🤦‍♂ 🍃💟 @loveshohada28
امبولانسی مدرن و فوق پیشرفته😐😂 نشر‌معارف‌شهدا‌درپیامرسان‌ایتا🇮🇷👇 ••••••••••♡♡♡♡••••••••••• 🆔@lovemartyr http://eitaa.com/joinchat/2517565440Cbc3f1bfcb6 ••••••••••♡♡♡♡•••••••••••
همیشه یکی هست که عکساتو خراب کنه....😐😂😢🤦‍♂ این لوسبازی های جلو دوربین از جبهه شروع شد...😐😂 نشر‌معارف‌شهدا‌درپیامرسان‌ایتا🇮🇷👇 ••••••••••♡♡♡♡••••••••••• 🆔@lovemartyr http://eitaa.com/joinchat/2517565440Cbc3f1bfcb6 ••••••••••♡♡♡♡•••••••••••
اخه چند دفعه بگیم بچه رو با پدرش تنها نذارین....😐😂🤦‍♂ نشر‌معارف‌شهدا‌درپیامرسان‌ایتا🇮🇷👇🏿 ••••••••••♡♡♡♡••••••••••• 🆔@lovemartyr http://eitaa.com/joinchat/2517565440Cbc3f1bfcb6 ••••••••••♡♡♡♡•••••••••••
👆📷 سمت راست تصویر (پیراهن سفید بر تن): سید حسن پَرسابَرین رزمنده گردان حمزه، لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)؛ اهل تهران ⌛️ فروردین ۱۳۶۴ -- اندیمشک، اردوگاه آموزشی آبی - خاکی سدّ دز ⚪️... آره، فامیلیش عجیبه!! واسه همین بچه ها بهش می گفتن: پس بنابرین 😂 | نشر‌معارف‌شهدا‌درپیامرسان‌ایتا⤵️ http://eitaa.com/joinchat/2517565440Cbc3f1bfcb6