𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
با منی که چون سطل آشغال ازم دور بود هسته شلیل رو قورت دادم از تنبلی حرف نزنید.
چجوری لعنتی
اصلا رفت پایین
حال بچه ای رو دارم که تمام خمیر بازیاشو باهم قاطی کرده و الان از دار دنیا فقط یه تاپاله طوسی داره.
به نظرم وقتی به کسی
توجه میکنیم
محبت میکنیم
حرفی میزنیم که یادش بمونه
و کلا خاطره ای از خودمون براش به یاد میزاریم..
یه دونه توی قلبش کاشتیم
و وقتی که از دنیا بریم اون دونه توی قلبش با اشکهایی که برامون میریزه جوونه میزنه شاخ و برگ میده و میوه ی اون خاطرات میشه احساسی که که از ته قلبش میگه خانم/آقای خوبی بود خدا رحمتش کنه حیف که دیگه پیشمون نیست و کاش اون ادم بود که دوباره بهمون محبت میکرد ...
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
به نظرم وقتی به کسی توجه میکنیم محبت میکنیم حرفی میزنیم که یادش بمونه و کلا خاطره ای از خودمون براش
اره گاهی وقتها خاطراتن که تو رو دلتنگ آدمها میکنن...