در باب اسماء الحسنی
چند ذکر در روز جمعه
☀️شیخ کفعمی در کتاب جنة الامان می نویسد :👇👇👇
🍃هر کس روزهای جمعه اسم
✨اَلْقُدُّوسُ ✨را ۱۷۰ مرتبه بخواند باطن او از صفات رذیله طاهر و پاک گردد🍃
🍃هر که در روز جمعه اسم
✨ اَلْبَصِيرُ✨ را بسیار بخواند مخصوص به عنایات و رعایت شود🍃
🍃هر که اسم ✨سُبُّوح✨ٌ را بر لقمه نانی روز جمعه بعد از نماز جمعه بنویسد و بخورد صفات ملکی پیدا کند🍃
🍃هر که تا ده جمعه حیوانی نخورد و در هر جمعه ✨ده هزار مرتبه ✨ اسم✨ اَلْغَنِيُ الْمُغَنِّي ✨را بخواند غنی و بی نیازگردد🍃
🍃 و اگر به این ذکر #فاتحه را نیز به این عدد بخواند یقینا #غنی گردد . ان شاء الله تعالی🍃
📒منبع : جنة الامان ص ۴۸۱📒
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
💦💦💦دعای غريق
🍃عبدالله سنان گفت: امام صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبهه اي به شما مي رسد، پس بدون علمي؛ يعني پرچم و نشانه اي راهنمايي كند و بدون پيشوايي هدايت نمايد و مي مانيد، از آن شبهه رهايي نمي يابد مگر كسي كه دعاي غريق بخواند
🍃گفتم: دعا غريق چگونه است؟
🍃فرمود: مي گويي:
يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب! ثبت قلبي علي دينك.
من گفتم: يا مقلب القلوب و الاءبصار .
امام فرمود: البته خداي عزوجل مقلب القلوب و الابصار است و لكن چنانكه مي گويم بگو:
🔻يا مقلب القلوب! ثبت قلبي علي دينك
🌿علامه حسن زاده آملی
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
حکایت شیخ جعفر امین وگناه زبان
در زمان آیت الله بهبهانی تاجری اصفهانی وتهرانی وشیرازی هر سه باهم به نیت مکه راهی عراق شدند و بعد از زیارت اماکن مقدس عراق قصد کعبه داشتند و مقداری پول داشتند و می خواستند به دست انسانی امین بسپارند نزد آیت الله بهبهانی رفتند.
آن بزرگوار آدرس شیخ جعفر امین را به آنها دادند. سه تاجر ایرانی نزد شیخ جعفر امین رفتند وپول ها را به امانت سپردند.
شیخ جعفر امین مردی بسیار مومن بود که معرف به شیخ جعفر امین شده بود. سه تاجر ایرانی بعد از تمام شدن زیارت مکه به عراق رفتند وسراغ شیخ جعفر امین را گرفتند
فهمیدند که شیخ فوت کرده است پسر شیخ دفتر پدرش را آورد ونام دوتن از تاجرها ومقدار پولشان و آدرس پولشان را دید ولی از تاجر سوم خبری نبود! آن تاجر بی چاره پولش را می خواست ولی پسرش خبری از پول او نداشت مجبور شد تا پیش آیت الله بهبهانی برود .
آیت الله بهبهانی گفت باید امشب با چند تن از انسانهای درستکار سر قبرشیخ جعفر امین بروید و دعا کنید شاید فرجی شود شب اول خبری نشد تا شب سوم که سر قبر شیخ بودند و دعا می کردند صدایی از قبر شنیده شد و آدرس پول را شیخ گفت ولی شنیدند که شیخ آه و ناله می کند و می گوید هرچه می کشم از دست قصاب است. خبر به آقای بهبهانی رسید و فکر چاره ای بودند. بعد از خانواده شیخ سوال کرد؛ شیخ با کدام قصاب داد و ستد داشته است. قصاب را یافت و به قصاب گفت چرا از دست شیخ جعفر امین ناراحتی؟ قصاب گفت خدا عذاب قبرش را زیادتر کند.
از قصاب خواهش کرد تا علت ناراحتی اش را بگوید. قصاب گفت من دختری داشتم که دم بخت بود و مردی کوفی که چوپان بود وبرای من گوسفند می آورد و به من پیشنهاد کرد تا دخترم را برای پسرش بگیرد و قرار شد من به کوفه بروم و در مورد خانواده ی آنها تحقیق کنم و او نیز درباره ما تحقیق نماید بعد که من تحقیق کردم فهمیدم خانواده ی خوبی هستند به او گفتم از نظر من ازدواج اشکالی ندارد و مرد کوفی نزد شیخ جعفر امین رفته بود و سوال کرده بود قصاب وخانواده ی او چگونه هستند شیخ که قصد داشته دختر قصاب را برای پسرش بگیرد.
فکر می کند: میگوید چه بگویم که هم گناه نباشد وهم بتوانم دختر را برای پسر خودم بگیرم شیخ فقط در یک کلمه به مرد کوفی می گوید: (من نمی دانم)
مرد کوفی با خودش فکر می کند و می گوید حتما طوری هست که شیخ این حرف را زد و مرد کوفی به یک نفر سفارش داد برو به قصاب بگو منتظر من نباش و دخترت را شوهر بده و آن مرد فراموش می کند و قصاب هم منتظر می ماند ولی روزها می گذرد و سال ها ولی از مرد کوفی خبری نمی شود تا این که دختر قصاب سنش بالا می رود و دیگر خواستگاری نداشته و شیخ جعفر امین هم که به پسرش می گوید: دختر قصاب را می خواهم برایت خواستگاری کنم قبول نمی کند. تا این که بعد از سالها مرد کوفی را می بیند وسراغ پسرش را از او می گیرد مرد کوفی می گوید من که چند سال پیش برایت سفارش فرستادم و علت انصراف خودش را حرف شیخ جعفر امین مطرح می نماید. و از همان روز قصاب شروع به نفرین می کند.
آیت الله بهبهانی به قصاب می گوید اگر من یک داماد خوب برای دخترت پیدا کنم. آیا راضی می شوی؟ آیت الله بهبهانی رو به یکی از شاگردانش می کند که تا کنون ازدواج نکرده بوده و از او می خواهد با دختر قصاب ازدواج کند ازدواج صورت می گیرد و قصاب راضی می شود.
و شیخ از عذاب قبر نجات می یابد.
منبع؛ کتاب کرامات و حکایات عاشقان خدا جلد دوم صفحه ی ۲۴۷تا ۲۵۵
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
💠💠💠
تفاوت #شهوت مرد و زن از زبان امام علی(ع)
#چهل_تن_از_زنان_عرب_نزد_مولا_از_شهوت_مرد_سوال_کردند ،
جواب گرفتند که از ۱۰ قسمت – ۹ قسم برای زن و ۱ قسم برای مرد میباشد .
گفتند پس چگونه است که با این حساب دستور وارونه آمده
🔸مردان میتوانند زنان متعددی اختیار کنند ولی زنان نمیتوانند🔸
#مولا_علی_ع_رو_به_زنان_کرد_و_به_ایشان_دستور_داد...
برای خواندن ادامه متن کلیک کنید👇👇
eitaa.com/joinchat/102301700C9f0c0e4097
خواب عجیب علامه امینی(ره)
در مورد حالات قاتلان امام حسین
جهت دیدن این داستان زیبا👇👇
http://eitaa.com/joinchat/102301700C9f0c0e4097
✅مصیبت در دین
✍مقصود از «مصیبت در دین» که در برخی دعاها آمده، چیست؟ نظیر: «لَا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فِی دِینِنا؛ خدایا مصیبت ما را در دینمان قرار مده»
آیتالله بهجت (ره) : همین مصیبتی که به آن مبتلا هستیم، یعنی فقدان امام(عج). چه مصیبتی از این بزرگتر؟! خدا میداند که بهواسطۀ آن، چه محرومیتها داریم؟!
📚در محضر بهجت، ج٢، ص٢١٧
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
5_6192495396539858966.ogg
4.42M
🍃🌹
🔺 #داستان_جوان_لات و عرق خور و امام حسین (ع)
🔺داستان کاملا واقعی
به نقل ازمترجم تفسیرشریف المیزان آسیدمحمدباقرموسوی همدانی
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
چه ذکری حد ندارد؟
مرحوم آیت الله العظمی بهجت می فرمود: تمام طاعات و همهی آن چه مرضی خداست ذکر الله است, و این گونه ذکر با همهی طاعات جمع, و یا با هر نوع طاعت پیاده میشود, نظیر قضای حوایج, ادای واجبات, بلکه به جای آوردن مستحبات, که نزد اهلش ذکر الله است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: هر عمل خیری, حدی از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت, ضدش حاصل میشود, یعنی اگر انسان پایینتر از حد مطلوب انجام داد قاصر و یا مقصر است, و اگر بالاتر از حد مطلوب بود, به صعوبت مبتلا میشود, تا این که به حدی میرسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر میگردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد نماز خواندن را ندارد, و یا مزاحم خیراتی است که به سبب نماز از انسان فوت میشوند, به گونهای که دیگر انسان نمیتواند آنها را مثل گذشته انجام دهد. سایر خیرات و طاعات نیز این گونه است, به جز "ذکر خدا" چنان که در روایت دارد که حدی برای آن نیست.
البته مقصود ذکر لسانی نیست, زیرا در اثر آن نیز اعضا و جوارح انسان به ملالت و ضعف و عجز و سستی دچار میشوند, بلکه ذکر الله که حدی ندارد اعم از ذکر قلبی و لسانی, بلکه اعم از ذکر بدنی است, چون تمام طاعات و همهی آن چه مرضی خداست ذکر الله است, و این گونه ذکر با همهی طاعات جمع, و یا با هر نوع طاعت پیاده میشود, نظیر قضای حوایج, ادای واجبات, بلکه به جای آوردن مستحبات, که نزد اهلش ذکر الله است, بلکه ترک مکروهات و محرمات هم ذکر الله است. در آن روایت از امام صادق(ع) آمده است:
"از سختترین چیزهایی که خداوند بر خلق واجب نموده, ذکر بسیار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحانالله و الحمد الله و لاالهالاالله و الله اکبر نیست, هرچند اینها نیز از یاد خداست, بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام او است."
یعنی ذکر قلبی محض. آیا واقعا سبحان الله است و اشد تذکیراً؛ (بیشتر انسان را به یاد خدا میآورد) است, و یا این گفتار حضرت یوسف - علیهالسلام- که :
"پناه بر خدا! او پروردگار من است, و جایگاهم را نیکو قرار داده است, و ستمکاران هرگز رستگار نمیشوند."
بسم الله بفرمایید, کار گذشته بود که قرآن میفرماید:
"حضرت یوسف - علیهالسلام- نیز آهنگ او را میکرد, اگر برهان و نشانهی روشن پروردگارش را نمیدید."
آیا همهاش به اختیار او بود, یا خدا حفظ کرد؟ چه کارکرد؟ آیا کاری کرد جز این که برهان رب را دید. البته قطعا هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان رب را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود, که در آن موقعیت حساس برهان رب را دید.
کتاب 600 نکته در محضر حضرت آیت ا... العظمی بهجت - صفحه 7
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹
آموزش مداحی معنا 🎤
#داستان_آموزنده 📚سرگذشت واقعی وآموزنده تحت عنوان #من_ازقعردوزخ_می_آیم... 💕 #قسمت_پنجم مادر رو
#داستان_آموزنده
📚سرگذشت واقعی وآموزنده تحت عنوان
#من_ازقعردوزخ_می_آیم...!
💕 #قسمت_ششم
این همه معتاد، مگه من و تو مجبورشون کردیم معتاد بشن؟
مگه زورشون می کنیم مواد بخرن؟
اگه ما نباشیم می رن سراغ کس دیگه! تازه تو مستقیم مواد فروشی نمی کنی که، با ماشینی که رئیس تشکیلات در اختیارت گذاشته مواد قابل تجهی رو جابه جا می کنی و هر جا که بهت دستور بدن می بری.
اصلا هم نگران گیر افتادن نباش چون خود رئیس اگه کارت رو خوب انجام بدی هوات رو داره و پول خوبی بهت می ده. اون موقع ست که جنابعالی با خیال راحت میری سراغ درمون مادرت و دیگه نیازی به اینکه به نامردی مثل عموت التماس کنی نداری!»
همانطور که گفتم اوایل عذاب وجدان داشتم اما این عذاب وجدان با پول قلنبه ایی که در ازای چند بار جابه جا کردن مواد به دست آوردم و توانستم مادر را در بیمارستانی خصوصی بستری کنم، از بین رفت و تبدیل به خوشحالی شد. مادر مدام می پرسید:
«پسرم تو که درست تموم نشده و تو یه شرکت پاره وقت کار می کنی این همه پول رو از کجا میاری؟»
دروغ گفتن به مادر برایم سخت بود.
بی آنکه به چشمانش نگاه کنم می گفتم:
«رئیس شرکتی که اونجا کار می کنم مرد خوبیه. وقتی جریان بیماری شما رو بهش گفتم قبول کرد بهم وام بده و قسطش رو هر ماه از حقوقم کم کنه. در ضمن شما نگران این جور چیزا نباش و تلاش کن زودتر خوب بشی!»
به لطف خدا عمل جراحی مادر با موفقیت انجام شد و تومور سرطانی را طی دو مرحله از بدنش خارج کردند و با چند جلسه شیمی درمانی سلول های سرطانی ریشه کن شد.
هر چند مادر دوران سختی را گذارند اما توانست پیروز میدان باشد. او که به خاطر شیمی درمانی خیلی ضعیف شده بود می گفت:
«خدا خیرت بده پسرم، به عشق تو من زنده موندم. همه زحماتی که برات کشیده بودم رو تو این مدت جبران کردی. من رو شرمنده خودت کردی و من در قبال محبت های تو فقط می تونم برات دعا کنم؛ الهی عاقبت بخیر بشی پسرم!»
و من صورت مادر را می بوسیدم و می گفتم: «همین دعا برای من کافیه مادر. تو باش، فقط باش مادر!»
با خودم عهد کرده بودم بعد از خوب شدن مادر قید آن کار را بزنم اما نتوانستم. پول حرام به دهانم مزه کرده بود.....
#ادامہ_دارد
📚داستان های واقعی و آموزنده
🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸
💞کانال عــــرفان شـــیعه💞
❣join➲ @erfan_shia❣
🔹نشر_صدقه_جاریست🔹