eitaa logo
مدرسه مهارت آموزی مبنا
19.5هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
502 ویدیو
82 فایل
📌 کانال رسمی «مدرسه مهارت آموزی مبنا» ما توی این مدرسه، مهارت‌های بنیادی رو آموزش می‌دیم. دوره‌های ما فعلا در دپارتمان نویسندگی برگزار می‌شه.✏️✨ ☺️ خانم میم هستم، مسئول رسانه مبنا بیاید باهم گپ بزنیم: 🆔 @adm_mabna ⚠️ تبلیغ و تبادل نداریم‌.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«اندر مصائب مامان‌بنویس ها» اخیرا به کشف جدیدی در سیر تحقیقاتم پیرامون زیست پرچالش مامان‌بنویس‌ها دست یافته‌ام. مامان بنویس‌ معادل تطبیق جنسیتی یافته همان میرزابنویس‌‌های قدیم است. بعضی مامان‌ها در وجودشان چشمه‌های جوشانی برای نوشتن داستان و ناداستان قل‌قل می‌زند که تا اینجای کار قضیه خیلی رویایی و دراماتیک است. اما قل‌قل واژه‌ها در سر مامان انگار با شبکه‌ای نامرئی به تمام ارگان‌های حیاتی کودکانش متصل است و بهشان دستور فعال شو می‌دهد.کافیست ایده‌ای بیاید توی ذهن‌ مادر آلوده به ادبیات. تا می‌خواهد جست بزند خودکار بردارد که ایده‌اش را قلمی کند یا توی گوشی و لپ‌تاپ بنویسد، بچه‌ها گرسنه می‌شوند جوری که اگر همان لحظه چیزی برای خوردن بهشان نرسد دیگر امیدی به بقایشان نیست،یا تندشان می‌گیرد طوری که با لحظه‌ای تعلل لکه زرد اُخرایی رنگی در گوشه فرش برایتان به یادگار می‌گذارند.یا طوری دعوایشان می‌شود که از دور انگار رستم و اسفندیار در حال نبرد تن به تن هستند! فعال شدن غده‌های اشکی،ترشح هورمون‌های دلتنگی برای بابا یا بقیه اقوام و‌التماس برای ویدئو کال،درخواست دوباره دیدن کارتونی که همان لحظه تمام شده و خیلی چیزهای دیگر ارتباط تنگاتنگی با لحظه رویش ایده در مغز مادر دارد.بعد از رفع و رجوع این نیازهای کودک، شما بیا بنشین پشت میز یا روی مبل و هی مغزت را قسم بده و التماسش کن. مگر دیگر آن ایده یادت می‌آید.ایده‌ها در بین همه مخلوقات حساس‌ترین روحیه را دارند.دیده‌ام که می‌گویم. کافیست هزارم ثانیه‌ای بهشان بی‌اعتنایی کنی می‌روند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند! (بخش اول) | @mabnaschoole |
مدرسه مهارت آموزی مبنا
«اندر مصائب مامان‌بنویس ها» اخیرا به کشف جدیدی در سیر تحقیقاتم پیرامون زیست پرچالش مامان‌بنویس‌ها د
. (بخش دوم) مامان بنویس‌ها نخواب‌ترین بچه‌های عالم را هم دارند. مثلا اگر ساعت سه عصر کلاسی داشته باشند و از زمره مامان‌های خوش‌خیال باشند و از قضای روزگار دستی هم توی حساب و کتاب داشته باشند،تصمیم می‌گیرند بچه‌شان که هفت صبح بیدار شده را دیگر نخوابانند.توی دلشان بشکن‌زنان می‌گویند:«ای ول الان بیدار شده تا دو، دو و نیم حسابی خسته می‌شه.بعد می‌خوابونمش که موقع کلاس راحت باشم. »، با تمام ساز و ملودی‌های غیر کوک دلبندشان به سبک دست‌افشانی همه ملیت ها رقص سماع می‌کنند و توی دلشان بخاطر آن ساعت خواب،عروسی است. اما از آنجا که نمی‌شود هم مامان‌بنویس باشی و هم همه چیز به کام دلت باشد، کودک نه تنها نمی‌خوابد بلکه نحس‌ترین خلق و خوی بشری را در همان دو ساعت کلاس جلوی چشمان به خون نشسته مادر به منصه ظهور می‌رساند. طوری که مادر بارها از خودش می‌پرسد تنبیه بدنی از چه حدی به بعد نهی شده؟شک می‌کند که تا مرحله سیاه و کبود کردن می‌شود پیش رفت یا بعضی مراجع روانشناسی، خون و خونریزی را هم مجاز دانسته‌اند؟ فجیع‌ترین لحظه زندگی مامان بنویس‌ها وقتی است که شبانه بی‌صدا مثل بخارِ آب از توی تختشان در می‌آیند و چار چنگولی از اتاق خارج می‌شوند تا توی تاریکی سالن گوشه مبلی بخزند و روایت یا داستانی بنویسند. فردا صبحش که جگرگوشهٔ مشتاق تکنولوژی‌شان بیدار می‌شود و گوشی مامان را روی مبل می‌بیند طوری می‌پرد روی گوشی، انگار که بهش وحی شده باید لکه ننگی را از جهان دیتاها پاک کند! عدل توی هزاران گیگ اطلاعات نشسته در حافظه موبایل دقیقا همان متنی که مامان برای نوشتنش چاک‌چاک شده را پاک می‌کند و بعد دیگر حالا مامان‌بنویس بیاید هزار لیتر آبغوره هم بگیرد مگر آن چیزی که برای نوشتنش خون دل خورده بود برمی‌گردد؟ یا اگر هزار بار دیگر بنویسد همان چیزی که آن شب نوشته بود می‌شود ؟؟ مامان‌بنویس که باشی هزاران چالش ریز و‌ درشت، درست همان موقع‌ که از برنامه‌ها عقبی جلویت سبز می‌شود. مریضی بچه‌ها،مجازی شدن مدرسه‌ها،جستجوی شیوه‌های نو در دودر کردن عیدی بچه‌ها برای خرید کتاب بیشتر یا رفتن به دوره‌های نویسندگی،وقت گذاشتن برای پیدا کردن بهانه‌های جدید برای سپردنشان به پدربزرگ مادربزرگ‌هایشان که بشود در فلان دورهمی یا دیدار با نویسنده شرکت کرد،متقاعد کردن‌شان به اینکه هر آدم در شبانه روز باید حداقل هشت ساعت را که دیگر بخوابد و اصلا لازم نیست بقیه آن شانزده ساعت بیداری را لاینقطع و دائم حرف بزند، نمونه های کوچکی از موانع سر راه مامان‌هاست که انرژی‌شان را در مسیری غیر از نوشتن هرز می‌دهد و دیگر جانی برای نوشتن نمی‌ماند. همه مامان‌بنویس‌ها آرزوی اینکه کاش بچه‌ها، این فرشته‌های ناز، دکمه آن و آف داشتند را گذاشته‌اند لب کوزه و با امید روزی که بی‌دغدغه بتوانند تمام آن ایده‌های درخشانی که توی مغزشان می‌لولد را مکتوب کنند دارند ادامه می‌دهند. باشد که بشود… ✍ زهرا عباسی(سایه) | @mabnaschoole |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«از رفتن و گشتن و دیدن تا خلق اثر...» 🖌یک روز تا آغاز ثبت نام نویسندگی خلاق در متفاوت‌ترین مدرسه نویسندگی ایران | @mabnaschoole |
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هربار این ویدئو رو می‌بینم، ناخودآگاه لبخند روی لبم میاد... شاید الآن از خودتون بپرسین که اصلا نویسندگی به چه درد من می‌خوره اما وقتی دوره خلاق رو گذرونده باشین، با تک‌ تک سلول‌های بدن‌تون این رو حس می‌کنین که نویسندگی اومده تا به همه اجزای زندگی معنا بده و سطح کیفیت‌شون رو چند پله بالاتر ببره... بخاطر همینه که ما می‌گیم: «با نویسندگی، زندگی کن...»❤️ | @mabnaschoole |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسیدیم به گام آخر و البته مهمترین مرحله از کارگاه نویسندگی خلاق هفته صفر 😊👌 «جلسه آنلاین با استاد جوان آراسته»: ✍ چطور خلاقانه بنویسیم؟ ⏰ امروز شنبه ۱ دی ماه - ساعت ۱۹:۳۰ توجه کنین که لینک شرکت در جلسه، فقط در کانال کارگاه هفته صفر گذاشته می‌شه. 🔴 برای استفاده از این جلسه آنلاین می‌تونین از طریق لینک زیر وارد کانال کارگاه هفته صفر بشین: 🔗 https://formafzar.com/form/dbsm2 | @mabnaschoole |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چند روزیه که هر پیامی رو باز می‌کنم، ازم پرسیدین که «ثبت نام دوره اصلی نویسندگی خلاق کی شروع می‌شه؟» خواستم بهتون بگم که بالاخره روز موعود رسیده! امشب، منتظر آغاز و لینک ثبت نام نویسندگی خلاق باشین... البته حواستون باشه که ظرفیت دوره خیلی محدوده. پس حتما در ساعات اولیه ثبت نام خودتون رو قطعی کنین☺️🌹 | @mabnaschoole |
بریم برای شروع؟😉 بسم الله...