eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
10.9هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. بیان روایات، بین مولودی خوانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلْمَهْدِیُّ طَاوُوسُ اَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَیْهِ جَلَابِیبُ النُّور فرزندم مهدی، طاووس اهل بهشت است که جامه هایی از نور او را در بر گرفته است. دوست دارید، جمال دلربای طاووس اهل بهشت، یوسف فاطمه رو ببینید، عاشقان امام زمان یک صلوات مهدی پسند بلند ختم کنید. 👇
. 🔸تابیده امشب بر مُلک دل ها انوار سرمد 🔸این جشن میلاد بادا مبارک بر آل احــمد ✔️مهدی خوش آمد، مهدی خوش آمد 🔸ای منتــظرها آمد به دنیا مهـدی موعود 🔸فیض خـداشد نازل به ما در این عـید مسعـود ✔️مهدی خوش آمد، مهدی خوش آمد 🔸خیل ملائـک با هم سرود شادی بخوانید 🔸در مقدم این مـولـود مسعود گل بفشانیــد ✔️مهدی خوش آمد، مهدی خوش آمد 🔸این سروناز گلزار آل یاسن و طاهاست 🔸فرزند خاتم، منجی عالم، از نسل زهراست ✔️مهدی خوش آمد، مهدی خوش آمد ✖️برای اجرای سرود باید در ابتدای شعر انگیزه سازی کنید.مثلا👇 (امروز هر کی آرزو داره از حضرت زهرا سلام الله علیها عیدی بگیره با من همراه بشه...جانم... همه...) 👇
. اَللّهمّ صلّ علیٰ محمّد و آل محمّد و عجّـل فرجهـم بر هیبتِ طاهاییِ مهدی، صلوات بر عزّت و آقاییِ مهدی، صلوات او هست کُنون حجّتِ عظمای خدا بر شوکت و یکتاییِ مهدی، صلوات بر یوسفِ زهرا و نبیّ و حیدر بر این همه زیباییِ مهدی، صلوات بر فاتحِ امروزِ حُنین و خیبر بر غیرتِ مولاییِ مهدی، صلوات بر وارث کوثر، گُل معصوم بتول بر عصمتِ زهراییِ مهدی، صلوات بر چشمه‌ی امروزِ کَرَم ،حُسن و سخا بر بخشش ِ دریاییِ مهدی، صلوات او گشت نهان و عالَمی مضطر شد بر لحظه‌ی پیداییِ مهدی، صلوات بر شاهِ جهان‌گیر و جهان‌دار ، سلام بر مَجد تماشاییِ مهدی، صلوات بر منتقم ِ مردم مظلوم و غریب بر صبحِ صف‌آراییِ مهدی، صلوات بر هر که دعا کند برای فرجش... در غربت و تنهاییِ مهدی، صلوات ۱۴۰۳/۱۱/۲۳ ✍ ......... . یا صاحب الزمان طفلم که دل به جز دل بابا نمی‌دهم عبدم که سر به جز ره مولا نمی‌دهم از غربت امام زمان غصه می‌خورم این غصه را به سیلِ خوشی‌ها نمی‌دهم مهدی ست از تمام غریبان، غریب تر دل را به جز به این شهِ تنها نمی دهم از غربت ِ امام زمان گریه می‌کنم این گریه را به عُمرِ گوارا نمی‌دهم توفیقِ خدمتش نشود رزق هر کسی این رزق را به عالم ِ بالا نمی دهم در خاطرم شمایلِ طاووس جنّت است این را به هر چه صورتِ زیبا نمی‌دهم من زنده ام به عرض تمنّای وصل او هر عیش را به عیش ِ تمنا نمی‌دهم سرمایۀ محبت مهدی‌ست دین من « من دینِ خویش را به دو دنیا نمی‌دهم » « گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا » یک قطره اشک، از غم مولا نمی‌دهم فردا خدا سوال ز مهدی کند ز ما هر چه دهم ز پاسخ فردا نمی دهم * مصرع هایی که در گیومه آورده شده از غزل معروف مرحوم آقای سید رضا مؤید رحمة الله علیه هست و این غزل در استقبال غزل معروف ایشان با این سبک و سیاق نوشته شده است. به روح این شاعر فقید صلواتی تقدیم کنیم. ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ ✍ .
. عج عاقبت نور جلوه گر گردد شب تاریک ما سحر گردد آن سفر کرده باز برگردد روزگارفراق سر گردد میرسد با قدوم او برکات به گلستان روی او صلوات خوش نسیم بهار می آید هر نفس عطر یار می اید آن بهشتی عذار می اید عاشقان را نگار می آید نام او را چه دلنشین شهدیست آن جمال محمدی مهدیست جلوه ی نور سرمدی دارد کرم و لطف بی حدی دارد عصمت از رجس و هر بدی دارد جلوات  محمدی دارد آسمان کرامت و فضل است عاشق چهره ی ابالفضل است سرو قامت شبیه پیغمبر میتوان دید در رخش حیدر صورت اوست مجتبی یکسر همچو ثارلله است پا تاسر در وجودش تمام  ایمان است سوره ی عصر و قدر و انسان است یوسف مصر محو در رویش ذولفقاریست تیغ ابرویش انبیا یک به یک دعا گویش خوش نسیمی است بین گیسویش  روز موعدمیرسد از راه او میاید به عشق ثارالله روز موعود پرچمی بر دوش با نوایی که  کعبه اش مدهوش سر دهد بانگ : اهل عالم گوش از طنینش جهان شود به خروش ظالمان را زوال   پیدا شد نور صاحب زمان هویدا شد میرسد با ظهور او امداد شیعه از قید غم شود آزاد در مدینه کند ز  مادر  یاد چهار قبر بقیع شود آباد در جوار مدینه الزهرا پرچم یا علی  شود برپا ✍ .
ندارم از تو به جز تو نه خاطری نه خیالی نشسته‌ام سرِ راهی شکسته‌ام به چه حالی به اشتیاقِ نگاهی در آرزوی وصالی خدا کند که بیایی در این هوا و حوالی خدا کند که بریزم به پات خون حلالی قلم گرفتم و نقشت به قبله‌گاه کشیدم ببخش حضرت قبله که اشتباه کشیدم نه کعبه را که تو را باز تکیه‌گاه کشیدم تمام خلقِ جهان را در این پناه کشیدم که مثل قله بلندی که مثل آب زلالی مَلک به سجده بخواند که مالکِ ملکوتی نفس به سینه بماند چه حیرتی چه سکوتی و آمدی و سرودند  اُمیدِ این برهوتی چه جلوه‌ای چه جلوسی، چه جذبه‌ای جبروتی عجب جمال جمیلی عجب شکوه و جلالی مُحامِد تو چه گویم که ماورای صفاتی* که کردگار صراطی  محمدی و جناتی همه حَسن سکناتی همه علی جلواتی چقدر پُر برکاتی چقدر فاطمه ذاتی که تو حسینِ حسینی که تو حسین خصالی همینکه تیغ بگیری به اقتدار بگیری علی شَوی و به دوشت که ذوالفقار بگیری شبیه شیر بیایی فقط شکار بگیری تقاص عالم و آدم زِ نابکار بگیری رکاب تواست ابالفضل امیر ماه جمالی خدای غیرت و قدرت  علیِ همت و صولت نجف تبارِ شهامت شرف‌نژادِ شجاعت به تیغ هول و مهابت  بزن به ریشه‌ی ذلت که جهل و تلخی و غارت رسیده‌است به غایت که تو امان و امینی که تو پیمبر و آلی برس به دادِ زمانه  که کفر را بتکانی که خصم را سرِ جایش به یک غضب بنشانی برای اینهمه غزه ،  برای قبرِ نهانی حرم بساز و  به آنجا سلامِ ما برسانی تویی و لشگر ایرانی‌ات ، ببین چه وصالی کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی* به کشتگانِ خودت خوان  نماز بر سرِ راهی شهید عشق نخواهد نه شاهدی نه گواهی به عاشقان تو مانده  نه قوَّتی نه مجالی مخواه بی تو عزیزم در انتظار بمیرم در اضطراب بمانم در احتضار بمیرم در این هوای گرفته در این غبار بمیرم بیا که آخرِ عمری  کنارِ یار بمیرم خدا کند که جوابی دهی به  غرقِ مَلالی گرفته‌ام به اُمیدی دوباره دست دعا را که گفته‌اند برایم حدیثِ شاه و گدا را نشسته‌ام که بگیرم کمی نگاه خدا را برای مادرم امشب برات کرببلا را که پیرزن بفرستد سلام و عرض سوالی شنیده‌ام که شب و صبح  گریه نانِ تو است و هزار سال غم و روضه داستانِ تو است و هنوز قتلگهش پیش دیدگانِ تو است و هنوز عمه‌ی سادات روضه‌خوان تو است و که در برابر زینب به نیزه هست هلالی *سعدی *فروغی بسطامی
. السلام علیک یا اباصالح ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مث رویا می‌مونه این که شما رو ببینم چه قشنگه اگه من توی مسیرت بشینم هَل الیک یابن احمد بده یه راهی نشونم آرزوم اینه همیشه نوکر شما بمونم رؤیامی همه‌ی دنیامی آقامی به خدا آقامی گاهی وقتا به یادت نیستم اما تو همه جا باهامی مولانا یا بقیة الله ______________________ یکی یک دونه نرجس خاتون و امام حسن از توی خیمه سبزت یه نگاهی کن به من آقا جون بنفسی انتَ سر من خاک قدم‌هات همه زندگیمه آقا می‌ریزم به زیر پاهات ایمانم تویی جانانم جانانم تویی ایمانم هستم من مبتلای عشقت تا ابد میتلا می‌مانم مولانا یا بقیه الله ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگه پا بده یه نیمه شب نجف یا کربلا یا پیش امام رضا یا کاظمین یا سامرا دست می‌ذارم روی سینم با تموم شور و احساس می‌خونم ای گل نرگس برات از حضرت عباس بارونه تو چشام بارونه بارونه غم این هجرونه بی تو آقا تموم دنیا زندونه به خدا زندونه مولانا یا بقیة الله ______________________ ✍ 👇
. السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ـــــــــــــــــــــــــ عطر فردوس رسیده‌ست و دلم باز شده ای اهالی جنون عاشقی آغاز شده نغمه مستی هر میکده‌ای ساز شده موسم شاعری خواجه شیراز شده "مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید" با من دلشده امشب بجز از یار مگو با من مست به غیر از رخ دلدار مگو جز رخ آن مه عاشق کش عیار مگو غیر شیرینی و دلچسبی دیدار مگو من که با عشق و غمش کرده خدا بنیادم نیست غیر از الف قامت او در یادم جز غمش نیست در این سینه شیدایی ما جز رخش نیست خیال شب رؤیایی ما نیست جز یاد رخش مونس تنهایی ما اوست آرام دل ما و شکیبایی ما دل ما هر چه از آن یار تمنا کرده او به یک غمزه گره از دل ما وا کرده دست ما و طلب گیسوی آن یار خوش است مستی از عطر شمیم بوی آن یار خوش است تا سحر وصف روی دلجوی آن یار خوش است زخ از تیغ خم ابروی آن یار خوش است زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت در هوای رخ او نعره‌زنان باید رفت طلعتش حضرت طاهاست خدا می‌داند هیبتش هیبت مولاست خدا می‌داند زاده حضرت زهراست خدا می‌داند ثمر شاخه‌ طوباست خداست می‌داند عالم از شور و شر شوق رخش سوخته است دیده اهل نظر بر ره او دوخته است حسنی است و حسینی‌ست تبار و نسبش مثل حیدر تو بخوان فارس کل عربش نه فقط قوم عرب بلکه عجم در عقبش همگی منتظر نغمه بر روی لبش آی! ای اهل جهان مهدی موعود منم زاده خون خدا کعبه‌ی مقصود منم باد تسلیم من و نور به فرمان من است رزق و روزی همه خلق به اَنبان من است ضربان‌های زمان نیز به دستان من است آب در سیطره دست عمو جان من است زاده‌ نرجسم و نور دل عسکری‌ام نجل زهرا و علی، فاطمی و حیدری‌ام ای غریبان جهان ای همه منتظران خسته‌های همه اعصار و قلوب نگران ای اسیران گرفتار به بند دگران ای پریشان شده از دست و دل بدنظران انتقام از همه بی صفتان می‌گیرم داد مظلومیت اهل جهان می‌گیرم با سپاهی ز شهیدان خدا می‌آیم روی دوشم علم کرب و بلا می‌آیم من به خونخواهی آن رأس جدا می‌آیم من به درمانگری تاول پا می‌آیم من می‌آیم که به درمانده دوایی برسد نیمه شب کودک جا مانده به جایی برسد من خبر دارم از آن کوچه و از بیم و خطر من خبر دارم از آن تشت پر از خون جگر من خبر دارم از آن مادر و شش ماهه پسر من خبر دارم از آن گودی و از خنجر و سر من خبر دارم از آن لحظه که خم شد عمه ناله‌اش دلهــره انداخت به جان خیمه ـــــــــــــــــــــــــ ✍ .